انتخاب وکیل قصور پزشکی – نحوه تصمیم گیری

آگهی تبلیغاتی در رادیو وجود دارد که به شما پیشنهاد می‌کند نباید از تاکسی‌رانی که شما را از کنار خانه می‌برد، خانه بخرید. البته فرض این است که راننده تاکسی اطلاعات کمی از خانه یا شما داشته باشد یا اصلاً اطلاعی نداشته باشد. حقیقت آشکار این پیام ساده تقریباً در تمام جنبه های زندگی ما گسترش می یابد. تعداد بسیار کمی از ما کسی را برای کاری به مهمی مانند پرستار بچه برای فرزندانمان یا نسبتاً پیش پا افتاده مانند تعمیر ماشین خود استخدام می کنیم بدون اینکه مطمئن باشیم شخصی که استخدام می کنیم می داند چه کار می کند و سابقه مثبتی دارد که می توانیم به آن اعتماد کنیم. . با در نظر گرفتن این فرض اولیه، من دائماً از اینکه یک نفر یک وکیل برای رسیدگی به یک پرونده قصور پزشکی (و همچنین بسیاری از انواع دیگر پرونده ها) بدون اینکه بدانم وکیل کیست، وکیل استخدام می کند متعجب می شوم. چه تجربه ای ممکن است در این زمینه داشته باشند. سابقه موفقیت آنها در این زمینه چقدر است یا جایی که در چشم همتایان و مخالفان خود ایستاده اند.

هنگامی که شخصی در اثر قصور پزشکی آسیب می بیند، شکایت علیه یک پزشک یا ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی معمولاً دورترین چیزی است که از ذهن او دورتر است. نگرانی در مورد سلامتی خود؛ توانایی فرد برای ادامه کار و تأمین خانواده؛ و توانایی بازیابی جایگاه خود به عنوان عضوی مولد در جامعه از جمله مسائل بسیار مهم است. معمولاً تا زمانی که این نگرانی‌ها برطرف نشده یا پذیرفته نشده‌اند، مردم حتی به این فکر می‌کنند که آیا ممکن است تخلفی رخ داده باشد یا خیر. متأسفانه، درک این موضوع که ممکن است آسیبی که زندگی فرد را تغییر می دهد قابل پیشگیری بوده باشد، اغلب به سختی وضعیت می افزاید.

در این زمینه احساسی و ناراحت کننده است که جستجو برای یک وکیل قصور پزشکی معمولاً آغاز می شود. البته اکثر مردم نمی دانند که کدام وکلا فعالیت خود را در یک منطقه خاص متمرکز می کنند یا کدام وکیل اتفاقاً کار خود را بر روی زمینه بسیار فنی و دشوار قصور پزشکی متمرکز می کنند. اکثر تبلیغات وکیل نشان می دهد که وکیلی که هزینه آگهی را پرداخت کرده است در هر زمینه از قانون از جمله قصور پزشکی متخصص است. با استرس های شخصی و بدون هیچ راهی برای تشخیص اینکه کدام وکیل واقعاً می دانند چگونه یک پرونده قصور پزشکی را مدیریت کنند، بسیاری از افراد وکیل اشتباهی را استخدام می کنند.

بخش دیگری از مشکلی که یک فرد آسیب دیده هنگام بررسی یک دعوی با آن روبرو می شود، نقش درک شده از دعاوی در جامعه امروزی است. دعاوی حقوقی مربوط به “پول سریع” یا نگه داشتن یک شرکت برای “روز حقوق” نیست و نباید باشد. سیستم عدالت مدنی در مورد پاسخگویی است – در مورد سرزنش کردن در جایی که به آن تعلق دارد. این در مورد اطمینان از این است که آسیب دیدگان جبران آن چیزی است که هرگز نمی توانند پس بگیرند. این در مورد اطمینان از این است که فرد، صرف نظر از وضعیت مالی یا اجتماعی خود، از حقوقی مشابه با افراد ثروتمند و قدرتمند برخوردار باشد. این در مورد اطمینان دادن به جامعه است که همه ما برابر هستیم.

هر اشتباهی نمی تواند یا نباید مبنای دعوی باشد. با این حال، دلایل معتبر زیادی برای طرح دعوا وجود دارد. بدیهی است که ساده ترین دلیل اصلاح یک اشتباه است. همچنین منافع زیادی برای سایرین در جامعه و جامعه ما به‌عنوان یک کل در این است که دعاوی حقوقی شایسته از رفتار مشابه جلوگیری می‌کند. متأسفانه با توجه رسانه ها به تعداد انگشت شماری از دعاوی که برخی از آنها نادرست به تصویر کشیده شده اند و برخی به درستی به تصویر کشیده شده اند، به نقش دعاوی در جامعه آسیب زیادی وارد شده است. نتیجه نهایی این است که برای تعداد زیادی از مردم، دعاوی حقوقی تقریباً تعریفی است از آنچه در جامعه امروز ما اشتباه است. منتقدان سیستم قضایی ما دادگاه‌های ما را غیرقابل کنترل، وکلا را حریص و دعاوی را به‌عنوان آسیب‌رسان به اقتصاد و جامعه توصیف می‌کنند.

بدیهی است که اینها مواضعی هستند که برای هدایت یک دستور کار اتخاذ می شوند. این منتقدان به مسئولیت پذیری و برابری که یک دادخواست می تواند ارائه دهد، نمی پردازند. آنها تغییرات اجتماعی مثبتی را که دادگاه ها ایجاد کرده اند به حساب نمی آورند. آنها به این موضوع توجه نمی کنند که محل های کار و محصولات ایمن تر شده اند که اثر یک دعوی قضایی ایمن تر شده اند. آنها به خاطر میلیون ها نفری که برخی از سودهای غیرقانونی بدست آمده توسط کارگزاران سهام و شرکت ها به آنها بازگردانده شده است، حساب نمی کنند. آنها برای بسیاری از افرادی که نیازی به توسل به کمک های مردمی برای نیازهای بهداشتی خود ندارند، به حساب نمی آیند، زیرا یک دعوی قضایی منابع مالی کافی را فراهم کرده است. به طور خلاصه، آنها هیچ یک از مزایای یک دعوی قضایی را برای جامعه در نظر نمی گیرند. در عوض، آنها به عنوان نماینده سیستم ما به عنوان یک کل، بر روی برخی از نمونه‌هایی از پرونده‌های بد تصور یا بد تعقیب شده تمرکز می‌کنند.

چند لحظه وقت بگذارید و در نظر بگیرید که چه کسی این برنامه ها را هدایت می کند: شرکت های بیمه. کسب و کار بزرگ؛ پزشکان سهل انگار و دیگران قبل از اینکه دستور کار آنها را بپذیریم، باید در نظر بگیریم که آیا آنها بهترین منافع ما را در دل دارند یا برنامه آنها برای اجتناب از پاسخگویی و افزایش سود طراحی شده است. سؤالات زیادی وجود دارد که یک شخص باید قبل از اینکه حتی در مورد طرح دعوی در دادگاه از خود بپرسد. اما مهم‌ترین سؤال این است که چرا در طول قرن‌ها، جنگ‌ها و حکومت‌ها توسط مردمی که خواستار برابری و عدالت تضمین شده توسط دادگاه‌های ما هستند، سرنگون شده‌اند؟

دعوا در هر مورد مناسب نیست، اما تصمیم برای پیگیری این حق باید یک تصمیم فردی باشد در مورد اینکه تحت شرایط، چه چیزی برای شخص آسیب دیده و خانواده او مناسب است. دکتری که اشتباهش کودکی را مادام العمر روی ویلچر می نشاند یا زن و مادر جوانی را در قبر اولیه قرار می دهد، مجبور نیست با خانواده ای که وی را از بین برده است زندگی کند. مدیر عاملی که تصمیمش برای افزایش سود از طریق استفاده از یک افزودنی سمی است، مجبور نیست در شهر مسموم شده توسط آن محصول زندگی کند. حسابدار شرکت بیمه که از پرداخت هزینه درمان به بیمار سختی که این پوشش را پرداخت کرده است خودداری می کند، مجبور نیست به دلیل عدم دریافت درمان، مرگ فرد را تماشا کند. این افراد مجبور نیستند با تبعات تصمیمات و اقدامات خود زندگی کنند و برنامه آنها برای فرار از مسئولیت نباید باعث تصمیم شخص آسیب دیده به طرح دعوی یا عدم شکایت شود.

علاوه بر این، کسانی که به دلیل سهل انگاری پزشکی آسیب دیده اند، اغلب تأثیرات شخصی و اجتماعی ناشی از پیگرد قانونی را در نظر می گیرند. نه به ندرت، شخص آسیب دیده یا خانواده او دوست دارند که پزشک مشکوک به آسیب رساندن به آنها باشد. حتی بیشتر اوقات، فردی که توسط یک متخصص پزشکی مجروح شده است احساس می کند که شکایت علیه آن پزشک باعث می شود که پزشک مطب را ترک کند یا به کشور دیگری نقل مکان کند. این احساسات توسط یک کمپین به خوبی سازماندهی شده و با بودجه مناسب توسط لابی پزشکی ایجاد می شود. هدف واضح پیام آنها جلوگیری از شکایت از طریق احساس گناه و ترس است.

به خوبی مستند شده است که نه تنها نیویورک یکی از بالاترین جمعیت پزشکان در کشور را دارد، بلکه بیش از 50 درصد از تخلفات ناشی از کمتر از 5 درصد از پزشکان ما است. متأسفانه، در بیشتر موارد، این پزشکان هستند که 5 درصد را تشکیل می دهند که چرخش رسانه ای و سیاسی لابی پزشکی را تنظیم می کنند. به جای تمرکز بر بهبود کیفیت مراقبت یا افزایش نرخ بازپرداخت پزشکی توسط HMO و دولت، که به نفع همه پزشکان و تا حد زیادی کل جامعه خواهد بود، توجه آنها بر جلوگیری از آسیب دیدگان جدی متمرکز شده است. در دادگاه. جای تعجب نیست که چنین تأثیری فقط به پزشکانی کمک می کند که مرتکب تخلف می شوند و به طور کلی به جامعه آسیب می رسانند.

بار دیگر تصمیم به طرح دعوی باید به صورت فردی گرفته شود. این واقعیت که یک پزشک، در حالی که شاید یک دوست نبود، با مهربانی یا ملایمت به هنگام مرتکب یک عمل نادرست رفتار می کرد، ممکن است یک عامل محرک در تصمیم گیری فردی باشد. سؤال نهایی برای فردی که تصمیم می‌گیرد در مورد پیگیری پرونده‌ای علیه پزشکی با شخصیت یا رفتار خوب تصمیم بگیرد این است که آیا اشتباهی که مرتکب شده است، اگرچه آشکارا ناخواسته است، اما می‌خواهیم آن را تکرار کنیم. حرفه پزشکی، به طور کلی، سهل انگاری را منضبط نمی کند. به این ترتیب، تنها فرصت برای جلوگیری از ادامه یک عمل یا روش ناایمن توسط پزشک، از طریق دادگاه است. چه کسی این تصمیم را برای خودش می‌گیرد، والدین یا فرزند، موضوع کمتر به این موضوع مربوط می‌شود که ما چه کسی را دوست داریم و بیشتر به این موضوع مربوط می‌شود که آیا ما راحت می‌دانیم که فرزند یا عزیز دیگری مجروح شده است، زیرا ما اجازه می‌دهیم یک فرد خاص و با انگیزه سیاسی. داستانی با بودجه بالا و در نهایت نادرست در مورد خروج پزشکان از ایالت، ما را از منافع اجتماعی جلوگیری از داروی بد باز می دارد.

پس از تصمیم گیری برای پیگیری یک دعوی بالقوه، یک طرف زیان دیده باید در نظر بگیرد که کدام وکیل از طرف او پرونده را تعقیب خواهد کرد. همانطور که در بالا توضیح داده شد، انتخاب وکیل مناسب باید شامل تعیین فردی باشد که برای برنده شدن در دعوی مناسب تر است. اغلب اوقات، تصمیم بر اساس معیارهای اشتباه گرفته می شود. پزشکان، بیمارستان‌ها، شرکت‌های بیمه و متخلفین شرکتی که در وهله اول باعث این آسیب شده‌اند، زمان و تلاش زیادی را صرف کرده‌اند تا مجروحان را متقاعد کنند که همه وکلا می‌توانند با همان سطح نسبی مهارت به هر پرونده رسیدگی کنند. آنها می دانند که فقدان درک، تجربه یا دانش توسط وکیل مدافع فردی که به دلیل سهل انگاری آسیب دیده است، حتی در مراحل اولیه تحقیقات، می تواند به شدت به توانایی آن وکیل برای حل موفقیت آمیز حتی شایسته ترین پرونده آسیب برساند. جایگاه وکالت در جامعه، که عموماً خودخواسته است، ما را به جایی رسانده است که مجروح به طور مکرر اولین وکیلی را که می بیند استخدام می کند. یک آشنا؛ یک دوست؛ یا کسی که در تلویزیون و رادیو تبلیغ می کند. در حالی که برخی ممکن است واجد شرایط رسیدگی به یک پرونده قصور باشند، واقعیت این است که اکثر آنها این کار را نخواهند کرد. نیازی به گفتن نیست که نتایج به طور کلی ضعیف ناشی از رسیدگی به یک پرونده تخلف پیچیده توسط یک وکیل فاقد صلاحیت، وضعیت ضعیف وکلا را در جامعه تشدید می کند و تمایل طرفین دعوی را برای احساس اینکه هر وکیلی انجام خواهد داد. واقعیت این است که همه وکلا قادر به رسیدگی به پرونده های قصور پزشکی نیستند که طبیعتاً پیچیده و دشوار هستند.

هنگام تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی نماینده شماست، فرزندتان یا عزیزتان، تصمیم باید بر اساس همان معیارهایی باشد که برای هر تصمیم دشوار دیگری بر آن تکیه می کنید. آیا وکیل در این نوع پرونده ها تجربه دارد؟ عملکرد این وکیل و شرکت او در مورد سایر موارد قصور چگونه بوده است؟ جایگاه وکیل در کل جامعه و در جامعه کوچکتر وکلای قصور چگونه است؟ همتایان وکیل در مورد او چه می گویند؟ مخالفان وکلا در مورد او چه می گویند؟ چگونه با وکیل ارتباط برقرار می کنید؟ آیا او فردی است که احساس می کنید می توانید به او اعتماد کنید؟ آیا وکیل از پیچیدگی های پزشکی و قانون در مورد پرونده شما آگاه است؟ آیا شما توسط شخصی با بهترین علایق شما به این وکیل هدایت شده اید یا توسط یک تبلیغ یا شخصی با هدف یا انگیزه سود خود؟ به طور خلاصه، آیا این شخص بهترین فرد در این زمینه است که به درستی، حرفه ای و موفقیت آمیز این پرونده را برای شما، فرزندتان، والدینتان یا دیگر عزیزانتان محاکمه کند؟

شرکت‌های بیمه و شرکت‌های آمریکایی با دقت وکلایی را که می‌خواهند برای آنها کار کنند و از دعاوی افرادی که به دلیل سهل انگاری آنها مجروح شده‌اند، بررسی کرده‌اند. آنها فقط بهترین وکلا را استخدام می کنند که دارای مهارت هایی برای موفقیت، دانش موضوع خود و تجربه برای به حداکثر رساندن نتایج برای مشتریان خود هستند. قبل از اینکه یک وکیل برای وکالت در یک پرونده پیچیده استخدام کنید، باید همین کار را انجام دهید. ممکن است طاقت فرسا باشد و کار از طریق نامزدهای مختلف دشوار باشد. با این حال، تصمیم گیری در مورد اینکه کدام وکیل را استخدام کنیم بسیار مهم است که به شانس واگذار شود.