انرژی درمانی و بحث بدن

این روزها تکنیک های درمانی زیادی در دسترس ما هستند، مانند

لمس کوانتومی

ماوسوتراپی

برای سلامتی لمس کنید

تعادل صفر

لمس شفابخش

کایروپراکتیک

تعادل چاکرا

کی گونگ

لیست ادامه دارد و ادامه دارد. این هیجان انگیز است که بدانید افراد بیشتری در سراسر جهان ارزش درمانی روش های جایگزین و مکمل را می پذیرند.

وقتی در هر یک از این تکنیک های ارزشمند کلاس می گیریم، البته تمرکز بر یادگیری این تکنیک است…

–چگونه از خود در برابر برداشتن “موارد” مشتریان محافظت کنیم

–چگونه انرژی را از طریق بدن خود به دستان خود هدایت یا هدایت کنیم

–نحوه برخورد و برخورد با انواع خاصی از مسائل

–مکانیک بدنی که استفاده می کنیم و غیره

چیزی که من در کلاس ها گم می کنم این است که چگونه می توان آن را ارزیابی کرد نوع شفابخش بدن از فردی که با او کار می کنیم منظور من از آن چیست؟

با گذشت سالها، با انجام انرژی درمانی از دهه 1980 تا به امروز، متوجه شدم که با هر فردی، جریان انرژی به بدن آنها را به روشی متفاوت مورد توجه قرار می دهم. بله، تکنیکی وجود دارد که باید از آن پیروی کرد، اما پس از مدتی تمرین تقریباً به طبیعت دوم تبدیل می شود. متوجه شدم که وقتی به اجساد «گوش می‌کردم»، به گونه‌ای دیگر با آن‌ها «صحبت» می‌کردم. و من چنین صحبت های بدنی را در هیچ کجا در زمینه انرژی درمانی ندیده ام.

البته، من فکر می کنم که هر درمانگر انرژی درمانی روش خاصی دارد که گفتگوی درونی آنها با مشتری راحت ترین یا طبیعی ترین احساس را دارد. اما چیزی که متوجه شدم این بود که وقتی ترجیحات درونی خود را برای نحوه هدایت یا مصرف انرژی برای مطابقت با نوع درمان مشتری تغییر دادم، بهبودی آنها در مدت زمان کوتاه تری از درمان اتفاق افتاد.

بنابراین آنچه در طول سال‌های انرژی درمانی به من نشان داده شد این است: سه نوع اصلی اولویت درمانی وجود دارد که هر بدنی دارد: فیزیکی، ذهنی و معنوی. به نظر می رسد که این به خوبی با رویکرد مکمل شفای بدن-ذهن-روح، که در مورد طبیعت سه گانه انسان بودن است، مطابقت دارد. اما آنچه من به آن اشاره می کنم این است اولویت انرژی درمانی غالب هر بدنه برای. بدن هر فرد به نوع انتقال انرژی که با نوع انرژی شفابخش خودش مطابقت دارد، مؤثرترین واکنش را نشان می دهد.

بنابراین گاهی اوقات متوجه می‌شدم که در سکوت با بدن صحبت می‌کنم و توضیح می‌دهم که در حال گذر از آن هستم و آن را تشویق می‌کنم تا خودش را التیام دهد. “بله، شما سقوط بدی داشتید. می دانید که زانوی شما آسیب دیده است، و می دانید چگونه آن را برطرف کنید. شما می دانید چگونه این کار را انجام دهید.” این صحبت بی صدا همراه با انرژی در بدن آنها جاری شد. این بدیهی است برای یک نوع شفابخش بدن ذهنی.

مواقع دیگر خود را در حال نماز می دیدم. گاهی اوقات این یک دعای استاندارد بود، گاهی اوقات یک توسل آزادانه به راهنماها یا فرشتگان شخص یا روح مسیح یا مریم یا یک فرشته بزرگ یا نیروهای شفا دهنده جهانی بود. هرچه به ذهنم می رسید که بگویم، این انرژی از نوع دعا به داخل سرازیر شد نوع شفابخش جسم معنوی.

و البته، وجود دارد نوع بدن فیزیکی. این برای من کمی چالش برانگیز بود، زیرا بیشتر انرژی درمانی که انجام می دهم در میدان زیستی اطراف بدن است و تماس فیزیکی کمی وجود دارد یا اصلاً وجود ندارد. اما نوع شفای بدن فیزیکی نیاز به این دارد آن را احساس کن برای اینکه با مکانیسم های شفابخش درونی خود با سهولت بیشتری پاسخ دهد.

بنابراین، گاهی اوقات عمیقاً ناحیه مورد نیاز را لمس می‌کردم، در حالی که صحبت‌های درونی‌ام با آن شخص بیشتر در امتداد خط مشوق‌ها بود، “اینجاست. برو. این را درست کن. می‌توانی انجامش دهی.” یا گاهی اوقات دیالوگ زیادی وجود نداشت، فقط تماس هدفمند زیادی در حین اجرای انرژی وجود داشت.

در دهه 1990، متوجه شدم که برای من آسان تر است که قبل از شروع جلسه، بدانم کدام مشتری از کدام نوع درمان کننده بدن است تا بتوانم بلافاصله صحبت بدن را شروع کنم. از آنجایی که من یاد می‌گرفتم چگونه دوزینگ را انجام دهم، از آونگم پرسیدم که نوع آن چیست. اگر با آن آشنایی دارید، احتمالاً می توانید از تست عضله انگشت نیز استفاده کنید. این یک فرآیند ساده بله-نه برای حذف است زیرا شما می‌پرسید که مشتری شما کدام نوع شفابخش است.

سورپرایزهایی هم بود که در طول راه یاد گرفتم. افرادی که من مطمئناً فکر می‌کردم یک نوع هستند، با وجود اینکه شخصیت‌شان به وضوح چیز دیگری را نشان می‌دهد، معلوم شد. مثل بابام اینجا مردی بود که کاملاً در سه بعدی غوطه ور بود. اگر نمی توانست آن را ببیند، وجود نداشت. یه پسر خیلی فیزیکی وقتی بزرگتر شد و مشکلات سلامتی پیدا کرد (و اجازه داد من روی آنها کار کنم، که همیشه نبود)، من روضه کردم و – ببین – تیپ بدنی شفابخش او روحی بود!!!

بعد از آن مادر من است، که من مطمئناً فکر می کردم یک نوع روحانی است، اما دوش به من گفت که او جسمی است! او به روش‌های قدیمی برای دست گذاشتن اعتقاد داشت، ارتباط قوی با کلیسا داشت، که پدر نداشت، و حتی می‌دانستند که در جوانی دست‌های شفابخشی داشت (که برای ما در دوران کودکی عالی بود). اما بدن او به رویکرد لمسی بدن فیزیکی واکنش موثرتری نشان داد.

این من را به یاد چیزی می اندازد که در خوانش های سلامت کل نگر ادگار کیس با آن برخورد کردم. او در مورد «ذهن بدن» طوری صحبت کرد که انگار چیزی متفاوت یا جدا از ذهن خودآگاه است. و حالا این را فهمیدم. بدن برای خودش ذهن دارد. و وقتی به وضوح به آن می پردازیم، به هر انرژی شفابخشی که تحویل می دهیم، با سهولت بیشتری پاسخ می دهد.

شگفتی دیگر این بود که برخی افراد دارای تیپ های دوگانه هستند. این نادرتر است، اما زمانی که آن را پیدا می‌کنید، تنوع بیشتری در نحوه چارچوب گفتگوی درونی خود با بدن به شما می‌دهد.

سرانجام، یک شب در اواخر دهه 1990، هنگامی که مشغول مراقبه بودم، به من آشکار شد که آنچه راهنمایی من به من نشان داده بود، روشی را توصیف می کند که استاد ما، عیسی مسیح، مردم را شفا می داد. برای بسیاری از ما، شفاهای مسیح در عهد جدید اولین مواجهه ما با انرژی درمانی بود، حتی اگر احتمالاً آن را جادویی یا مافوق بشری می دانستیم، نه کاری که همه ما می توانستیم انجام دهیم (حتی اگر او گفت می توانیم). شاید حتی برخی از کشیشان و کشیشان کلیساهای رسمی ما «دست گذاشتن» را انجام دادند. اما به این فکر کنید:

وقتی عیسی مرد نابینا را شفا داد، گل روی چشمان مرد ریخت و آن را مالید. آنگاه مرد می‌توانست ببیند. این نمونه ای از نوع شفای بدن فیزیکی بود. مرد باید احساس کند که اتفاقی در چشمانش می افتد.

هنگامی که او به معلول گفت که گناهان او بخشیده شده است، یا برخیز و راه برود، او یک نوع شفابخش جسم روانی را مورد خطاب قرار می داد. مرد به سادگی بلند شد و رفت. اصلا ارتباطی با او نداشت.

سرانجام، وقتی زنی لبه جامه او را لمس کرد و از او پرسید که چرا این کار را کردی، او پاسخ داد که این همان کاری است که می‌دانست برای شفا یافتن باید انجام دهد. قطعاً شفای معنوی یا ایمانی است.

همچنین یک نمونه دیگر از نوعی شفا دادن عیسی وجود دارد و آن زمانی بود که سرباز رومی از او خواست تا خدمتکار خوب خود را که در آن زمان حضور نداشت، شفا دهد. این یک نمونه زیبا و دراماتیک هم از شفای دور برای بنده و هم شفای ایمان از جانب سرباز بود.

در طول کار با بسیاری از مشتریان در طی سال‌ها، راهنمایی‌های خودم تکنیک‌ها و درک‌هایی را آشکار کرده است که در کمک به افراد من برای بازیابی سریع‌تر و آسان‌تر عملکرد و سلامتی بسیار ارزشمند بود. در مواقعی که نیاز دارید منابع درمانی بیشتری را در بدن خود تقویت کنید، می‌توانید از این اطلاعات برای خودتان نیز استفاده کنید. امیدوارم این اطلاعات را در تعاملات خود با افراد نیازمند پیدا کنید.