اهمیت شخصیت در عملکرد ورزشی

فکر نمی‌کنم قرص ویاگرا وجود داشته باشد که بتواند ناگهان ورزش را از شر تمام بیماری‌های آن خلاص کند و روحیه‌ای را القا کند که ورزشکار را به شکوه نهایی برساند. چنین اقدامات کوتاه مدت ممکن است نتایج آنی را به صورت لحظه ای نشان دهند، اما نه به طور مکرر. آنها از شما قهرمان نمی سازند. هیچ راه حل سریعی وجود ندارد.

من به دیدگاهی جامع از بهبود فعالیت های ورزشی، پرورش استعدادهای موجود، کمک به آنها در دستیابی به برتری در رشته خود و همچنین آماده سازی آنها برای یک زندگی سازنده پس از پایان “زندگی ورزشی” خود نگاه می کنم. در روند ایجاد یک ورزشکار عالی، من همچنین رویای شکل دادن به شخصیت و شخصیت آنها را دارم که نه تنها در طول یک ورزش فعال ورزشی بلکه در طول زندگی آنها را در جای خود قرار می دهد. استعداد باورنکردنی وجود دارد که ما نمی توانیم از آن چشم پوشی کنیم.

من یک چشم انداز دارم که کسی باید بدون برهم زدن ساختار موجود “تمرین”، همه ورزشکاران بالقوه جوان در گروه سنی 8 سال تا 14 سال و 15 سال تا 21/25 سال را زیر بال خود بگیرد تا مهارت های نرم و نرم را به آنها منتقل کند. سواد عاطفی سواد باید به طور مداوم به عنوان یک “دوره” در طول آموزش مهارت های ورزشی آنها در مراکز ارائه شود. کارگاه های موضوعی خاص نیز باید در فواصل زمانی منظم برگزار شود. ایده این است که این مهارت ها را در روان آنها بگنجانیم تا آنها به طور خودکار شروع به “زندگی” این مهارت ها کنند. زمین‌های ورزشی باید «کلاس‌های درس» آن‌ها باشد، جایی که آن‌ها یاد می‌گیرند که ورزشکار با مهارت‌های نرم و باسواد عاطفی باشند.

به طور گسترده پذیرفته شده است که ورزش ها و بازی ها درس هایی برای رشد مهارت های نرم و شخصیت/شخصیت ارائه می دهند. در واقع، بازی ها و ورزش ها به عنوان منبعی برای آموزش مهارت های نرم در مدیریت و سایر موسسات آموزشی عمل می کنند. وقتی یک ورزشکار در بازی ها و ورزش های رقابتی شرکت می کند، به طور ناخودآگاه تمایل دارد مهارت های نرم خود را بیاموزد و توسعه دهد. تا زمانی که او در این مهارت ها مهارت داشته باشد، زندگی فعال ورزشی او به پایان رسیده است. او هیچ فرصتی برای استفاده از این مهارت ها برای کمک به تعالی در رشته ورزشی انتخابی خود ندارد. دیگر خیلی دیر شد. من فقط با تغییر زمان قرار گرفتن در معرض او، “مهندسی معکوس” را توصیه می کنم. در حین توسعه مهارت های ورزشی، ورزشکار باید مهارت های نرم و سواد عاطفی را در کنار هم به او منتقل کند. هنگامی که او در یک تیم “سطح” فارغ التحصیل می شود، باید با تمام این مهارت ها در جای خود باشد. پس از آن، او فرصت کافی برای کمک به تعالی فردی یا تیمی در صورت امکان دارد. و البته، مهارت‌های او نه تنها برای دستیابی به برتری استفاده می‌شود، بلکه با تجربه زنده نیز به‌خوبی تنظیم و بهبود می‌یابد.

من به طور آزمایشی مهارت های تعیین کننده مهمی را برای ورزشکاران درگیر با موارد زیر شناسایی کرده ام:

ورزش های تیمی

– قابلیت اطمینان

– ارتباطات سازنده

– گوش دادن فعال

– مشارکت فعال

– به اشتراک گذاری آشکار و با اراده

– همکاری و کمک

– انعطاف پذیری

– تعهد

– حل مسئله

– محترم و حمایت کننده

ورزش های فردی

– تعیین هدف

– تصمیم گیری

– ارتباط

– مدیریت تعارض

– مدیریت زمان

– اجرا

هوش هیجانی/سواد (هم تیمی و هم فردی)

– خودآگاهی عاطفی

– خود ارزیابی دقیق

– اعتماد به نفس

– کنترل خود عاطفی

– یکدلی

– تأثیرگذاری بر دیگران

مجموعه نهایی مهارت هایی که قرار است منتقل شوند، در نتیجه تجزیه و تحلیل دقیق نیازها و پس از تعامل لازم با ورزشکاران و کادر مربیگری/پشتیبانی تصمیم گیری می شود.

اکثر افراد درگیر در ورزش موافقند که رفتار صحیح ورزش را بهتر می کند و شخصیت مهم است. در حالی که امروزه توجه زیادی به ایده‌آل‌های اخلاق ورزشی یا شخصیت رابطه مثبت – احترام به خود، هم تیمی‌ها، حریفان و بازی – می‌شود – توجه کمی به تأثیری که شخصیت یک ورزشکار یا مربی بر عملکرد دارد، می‌شود. علاوه بر تکامل برنامه‌های “ورزشی” که هدف آنها افزایش آگاهی در مورد واقعیت‌های ورزش امروزی است – رابطه بین شخصیت و عملکرد به ندرت مورد توجه قرار می‌گیرد. علیرغم ارتباط منطقی بین شخصیت و عملکرد، بسیاری از مربیان این را به عنوان یک عامل ناملموس که غیرقابل اندازه گیری است، رد می کنند!

عملکرد و شخصیت رابطه متقابل نیستند. “شخصیت عملکرد” ​​بر سخت کوشی، پشتکار، و انضباط شخصی لازم برای تعهد به حوزه های علمی، ورزشی و سایر زمینه های برتری تمرکز دارد. «شخصیت اخلاقی یا رابطه‌ای» مظهر صفات صداقت، عدالت، مراقبت و احترام است – که برای روابط بین فردی موفق و رفتار اخلاقی لازم است.

نقاط قوت شخصیت مانند امید، پشتکار، خلاقیت، و ذوق و شوق تنها چند ویژگی هستند که وقتی به آنها عادت کرد، بزرگترین فرصت را برای شرکت کنندگان در ورزش برای بهبود عملکرد و لذت فراهم می کند. امید در مورد هدف گذاری و خوش بینی است، خلاقیت در مورد یافتن استراتژی های جایگزین برای بهبود عملکرد است، و شور و شوق در مورد شور و شوقی است که بازیکنان و مربیان به میدان می آورند.

ورزشکاری که شخصیتی قوی ایجاد کرده است، می‌تواند از پایه‌ای از عادات خوب شکل‌گرفته در آرزوی تعالی واقعی استفاده کند. رقابت در عرصه ورزشی، همراه با یک هدف شخصی برای بهینه‌سازی عملکرد، ورزشکار را به چالش می‌کشد تا به طور مداوم توانایی‌های خود را از طریق تمرین عمدی، تمرین متمرکز و تلاش کامل افزایش دهد. ما باید عادت های خوب و مهارت های بهبود یافته را “اراده” کنیم. ما نمی توانیم فقط “آرزو کنیم” آنها اتفاق بیفتند. چیزی که مجریان موفق را از دیگران متمایز می کند، توانایی استفاده حداکثری از آنچه آنها هستند است می توان کنترل در آرزوهای خود برای عملکرد بهینه. این بدان معنا نیست که هر کسی می‌تواند به یک ورزشکار نخبه تبدیل شود، اما به این معنی است که ورزشکاران می‌توانند تلاش کنند تا بهترین سطح توانایی خود را انجام دهند – آرزوی برتری به عنوان فردی و به عنوان اعضای یک تیم.