بازیگر بارها به دنیا می آید


بر اساس گزارش ها جام جم آنلاین; در 18 سالگی با جدیت بیشتری وارد دنیای هنر شد و در 13 سالگی فقط در زمینه گریم فعالیت کرد و سپس تصمیم گرفت مستند و فیلم بسازد و به بازیگری ادامه دهد. از جمله کارهای او می توان به سریال دولتی مخفی «جاده هالووین» و … اشاره کرد. با او درباره نقشش، حضورش در تلویزیون و تاثیر پدرش صحبت کردیم.

چقدر از حضورتان در حکم رشد و نقشی که بازی کردید راضی هستید؟

همه فیلم ها و سریال ها یک سری نقاط ضعف و یک سری نقاط قوت دارند. با این اشراف، یاد گرفتم از کاری که انجام می‌دهم دفاع کنم، زیرا این انتخاب من است، و سخت کار کردم، مخصوصاً قانون رشد که بعد از مدت‌ها احساس خوبی به من داد. قبل از دستور رشد، سریالی درباره من پخش شد که در آن حال چندان خوبی نداشتم تا اینکه یک روز با پیش نویس دستور رشد با من تماس گرفتند. بعد از خواندن سه قسمت، عاشق سلطان شدم.

آیا برای بازی در این نقش با چالش مواجه شدید؟

از پدرم یاد گرفتم که یک بازیگر بارها و بارها به دنیا می آید و هر بار وظیفه دفاع از نقش و شخصیت خود را بر عهده دارد. همین دستور در «قواعد الرشد» و تکمیل سلطان همراه من بود. من سعی کردم در مورد پادشاه سرکش قضاوت نکنم و به اعمال او احترام بگذارم. به او حق بدهید؛ حتی اگر او را روانی و یاغی خطاب کنند.

حضور پدرت چقدر برای یافتن بازیگر روی تو تاثیر گذاشت؟

از همان ابتدا دغدغه من بازیگری بود. پدرم هم اصرار داشت که بازیگر شوم و به تئاتر بروم. این مسیر درستی است که بسیاری از اساتید رفته اند. اما من جوان بودم و دنبال اسم بودم. نمی خواستم به دستورات و برخوردهای پدرم راضی باشم. بنابراین مسیری را انتخاب کردم که مقصدم را حذف کرد. در سال 1979 یک دوره فیلم را گذراندم تا احتمالاً رابطه پیدا کنم و بازیگری را دنبال کنم که انجام ندادم. حدود 13 سال است که در سینما و تلویزیون گریم حرفه ای انجام می دهم. اما این کار من نبود. شما باید نگران سلامتی و رسیدن به خواسته های خود باشید و آرایش مرا اذیت نکرد. بنابراین با راهنمایی های پدرم و حمایت همسرم گریم را برای همیشه کنار گذاشتم و به سراغ بازیگر مورد علاقه ام رفتم. من از صفر شروع کردم. نقش های کوتاهی در فیلم ها و سریال ها بازی کردم. من نمایشنامه را خواندم. در یکی دو سالن روی صحنه رفتم. دارم کتاب میخونم من فیلم را دیدم. برای من مهم نبود که برای من مهم نیست. من در خانه اتو می کردم و هنوز هم اتو می کنم. نمی دانم نوبت من کی می شود اما سعی می کنم برای این روز آماده باشم و بالاخره می رسد. بدون عجله؛ عشق مهم است. این آموزش و تأثیر پدرم است که من با او بزرگ شدم.

زندگی گرجی در بیشتر نقش های او در ژانرهای مختلف خوش درخشید. به نظر شما دلیل این ماندگاری و حرفه چیست؟

عشق و رنج. کیرا گرجستانی فرزند طلاق بود. فرزند فقر، سختی، آوارگی و سرخوردگی. من هرگز به یاد نمی آورم که او منتظر یک فرصت باشد. شما همیشه سخت کار کرده اید. حتی برای کوچکترین آرزوهایش. بازیگری برایش عشق بود و از کوچکترین نقش ها و به قول خودشان از روی شانه کار نمی گذشت. بالاخره در رزومه اش کارهایی بود که فقط برای هستی بود.

منبع: روزنامه جام جم