بحران مراقبت های بهداشتی آمریکا – گام هایی به سوی راه حل ها

همانطور که با بحران اقتصادی فعلی ما، باید شاهد وقوع بحران بهداشت و درمان خود باشیم. آمریکا گران ترین و در عین حال نه بهترین مراقبت های بهداشتی را در جهان دارد. نیروهای خاصی برای ایجاد این طوفان کامل دست به کار شده اند. در حالی که طرح‌هایی برای افزایش دسترسی به بیمه سلامت و ساده‌سازی اشتراک‌گذاری اطلاعات با دیجیتالی کردن پرونده‌های پزشکی پیشنهاد شده است، دولت نتوانسته است برخی از فیل‌ها را در اتاق شناسایی کند که باید به آن رسیدگی شود.

دعوی قضایی

آنچه مراقبت های بهداشتی آمریکا را از سایر کشورهای جهان اول متمایز می کند، شیوع دعاوی است. گردشگری پزشکی در حال رشد است زیرا بیماران صرفه جویی در هزینه های آن را درک می کنند. همان جراحی انجام شده در خارج از کشور می تواند یک دهم قیمت آمریکا باشد. عدم وجود دعوای بالقوه دلیل این تفاوت است. هزینه داروها به طور کلی، و واکسن ها به طور خاص، نجومی است زیرا دعوی قضایی در قیمت آن لحاظ شده است. پزشکان در آمریکا به دلیل ترس از طرح دعوی قضایی، آزمایش های بسیار بیشتری نسبت به سایر کشورها درخواست می کنند. هر گونه تلاش کنگره برای کنترل هزینه های مراقبت های بهداشتی باید با اصلاح جرم آغاز شود. باید محدودیتی برای قصور و حل و فصل اثرات نامطلوب دارو وجود داشته باشد. هر بیمه جدید تحت حمایت دولت نیاز به داوری به جای دعوی قضایی دارد.

صنعت داروسازی

سال‌ها پیش، رئیس‌جمهور دوایت آیزنهاور به ملت هشدار داد که مراقب مجتمع‌های نظامی-صنعتی باشند: صنعت جنگ نیاز به جنگ‌های بیشتر را تقویت می‌کند. مشابهی را می توان در صنعت داروسازی مشاهده کرد. توسعه مداوم دارو با هزینه فزاینده یک پدیده خود ماندگار است. مقاومت آنتی بیوتیکی بهترین دوست صنعت داروسازی است. آنتی بیوتیک های جدید با قدرت فزاینده به طور مداوم برای غلبه بر باکتری های مقاوم به دارو در حال توسعه هستند. به محض اینکه یک آنتی بیوتیک جدید به بازار عرضه شود، نمایندگان فروش دارو سخاوتمندانه داروی جدید را به پزشکان عرضه می کنند. این دارو در واقع باید به مقدار کم و برای عفونت‌های مقاوم به داروی خاص استفاده شود، اما به دلیل راحتی، پزشکان اغلب آنتی‌بیوتیک جدید را تجویز می‌کنند، به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد و نتیجه آن مقاومت دارویی بیشتر است که نیاز به ساخت داروی جدیدتری دارد. به نحوی، این نوع مصرف بیش از حد دارو باید کنترل شود.

ایالات متحده تنها کشور در جهان است که اجازه تبلیغات دارو را می دهد. انتخاب دارو باید بدون فشار تقاضای بیمار برای جدیدترین و گرانترین نسخه به پزشک معالج واگذار شود. بسیاری از داروهای جدید داروهای “من هم” هستند، فقط تغییرات جزئی داروهای قدیمی آزمایش شده و واقعی. تفاوت در هزینه است، نه کارایی. تبلیغات داروهای بدون نسخه دائماً این تصور را تقویت می کند که تنها راه حل برای هر ناراحتی دارو است، تصوری که مانند پای سیب آمریکایی شده است. به دلیل تبلیغات گسترده، آمریکایی‌ها بدون فکر داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی را که عوارض جانبی بالقوه جدی مانند خونریزی گوارشی و نارسایی کلیه دارند، برای شرایط غیرتهدیدکننده زندگی مانند سرماخوردگی مصرف می‌کنند. ریسک در این موارد بیشتر از سود است. ما باید به ممنوعیت تبلیغات دارو برگردیم.

رفتار و آموزش پزشک

پزشكان آمريكايي معمولاً بيشتر از آنچه كه لازم است، آزمايش‌هايي را درخواست مي‌كنند. دستورالعمل‌های بالینی مبتنی بر تحقیقات به کاهش این رفتار بیهوده کمک کرده است. به عنوان مثال، سال ها پیش، تحقیقات نشان داد که رادیوگرافی قفسه سینه برای معاینات فیزیکی سالانه هیچ فایده ای ندارد. دستورالعمل های مشابهی برای گرفتن عکس با اشعه ایکس برای پیچ خوردگی مچ پا ایجاد شده است. یافتن بی‌ثمرترین آزمایش‌ها و ایجاد دستورالعمل‌های ملی برای زمان استفاده از آنها می‌تواند به کاهش هزینه کمک کند.

بهای پیشرفت تکنولوژیک ما از دست دادن مهارت های بالینی در میان نسل فعلی پزشکان است. نویسنده، استاد پزشکی، در مقاله‌ای با عنوان مرگ معاینه فیزیکی (جوهر 2006)، این دیدگاه رایج در میان پزشکان امروزی را بیان می‌کند که معاینه فیزیکی «یک کنجکاوی محرمانه» است که به‌عنوان آیینی انجام می‌شود که قبل از واقعی بودن آنها انجام می‌شود. ابزاری برای حل مسئله — فناوری قرن‌هاست که به پزشکان آموزش داده شده است که با یک شرح حال کامل و معاینه فیزیکی و سپس آزمایش‌هایی شروع کنند تا در نهایت بر اساس کل اطلاعات جمع‌آوری‌شده به تشخیص نهایی برسند. روش فعلی عملاً مراحل اولیه را حذف می کند. پزشکان یک شرح حال گذرا و معاینه فیزیکی انجام می دهند و سپس آزمایش های مربوط به علائم بیماران را برای تشخیص تجویز می کنند. با این روش نه تنها شاهد ضایعات بیش از حد آزمایش های غیر ضروری بوده ام، بلکه تشخیص نادرست بیماری های رایجی مانند انسداد روده کوچک، نارسایی احتقانی قلب و آپاندیسیت را نیز شاهد بوده ام. این تغییر دریا در عمل پزشکی یکی از دلایل اصلی این است که چرا مراقبت های بهداشتی آمریکا بسیار گران و در عین حال کمتر از رضایت بخش شده است. نیاز شدیدی به بازآموزی پزشکان برای بازگشت به اصول اولیه وجود دارد. و نیاز فوری است زیرا مربیان پزشکی در حال از دست دادن مهارت هایی هستند که باید آموزش دهند.

بیش از نیمی از مردم آمریکا می دانند که رویکرد پزشکی غربی دارای محدودیت هایی است و به دنبال مراقبت های مکمل و جایگزین هستند. شکاکان در میان نهادهای پزشکی این روند را با این جمله که این بیماران “در ابتدا خیلی بیمار نبودند” به تمسخر می گیرند و توضیح می دهند. چیزی که آنها نمی دانند این است که طب غربی، در حالی که درمان های پیشرفته ای برای بیماری های پیشرفته دارد، درمان های بسیار کمتری برای بیماری های مرحله اولیه یا “نه خیلی بیمار” دارد. طب سنتی چینی می آموزد که بیماری با برخی اختلالات در میزبان شروع می شود که باعث تسلیم شدن او در برابر بیماری می شود. برخلاف رویکرد غربی، که فقط بر بیماری تمرکز می کند، طب شرقی نیز تلاش می کند تا عملکرد ضعیف بیماران را بازیابی کند تا سلامتی خود را بازیابد. آشنایی با این رویکرد در میان پزشکان مراقبت های اولیه نه تنها می تواند هزینه های مراقبت های بهداشتی را کاهش دهد، بلکه رضایت پزشک از کار را نیز افزایش می دهد. اگر پزشک گیاهان دارویی را برای سرماخوردگی تجویز کند، موارد کمتری از برونشیت وجود خواهد داشت، وضعیت اصلی که در آن آنتی بیوتیک ها بیش از حد تجویز می شود. اگر طب سوزنی یا طب فشاری درمان خط اول برای کمردرد و التهاب بافت نرم باشد، بیماران بهبود می یابند. این امر منجر به سفارش کمتر ام آر آی و انجام جراحی های کمتر می شود. اگر طب سوزنی و گیاه درمانی خط اول درمان ناباروری بود، در بسیاری از موارد هزینه هنگفت لقاح آزمایشگاهی را از بین می برد. در دهه گذشته، صنعت بیمه شروع به درک این موضوع کرده است که برخی از اشکال مراقبت‌های تکمیلی، درمان‌های بسیار گران‌تری مانند جراحی را حذف می‌کنند و آنها را به مزایای تحت پوشش خود اضافه می‌کنند. زمان آن فرا رسیده است که بیمه های تحت حمایت دولت به این واقعیت بیدار شوند.

در دهه گذشته تعداد فارغ التحصیلان دانشکده پزشکی که وارد آموزش پزشکی خانواده و داخلی می شوند به نصف کاهش یافته است. کمبود پزشکان مراقبت های اولیه باعث شده است که بیماران از امکانات ثانویه و ثالث گران تر مانند اورژانس و بیمارستان ها بیش از حد استفاده کنند. عوامل متعددی باعث دلسردی پزشکان از مراقبت های اولیه می شود. در مقایسه با مشاغل تخصصی، غرامت کم است. کار کاغذی بوروکراتیک دلهره آور است. اغلب پزشکان مراقبت های اولیه ناامید می شوند زیرا آنها هیچ وسیله ای در پارادایم غربی برای درمان بیماری های رایج ندارند. دلیل ورود به حرفه پزشکی برای کمک به التیام و تسکین درد و رنج، دست نیافتنی به نظر می رسد و خود را صرفاً عامل تریاژ می دانند. اگر این پزشکان می‌توانستند از طب مکمل و جایگزین استفاده کنند، خشنودی از دیدن بهبود واقعی بیمارانشان قطعاً سطح رضایت شغلی آنها را افزایش می‌داد.

سایر بازیکنان بیمه و بیماران هستند. صنعت بیمه خصوصی دریافته است که پیشگیری مقرون به صرفه تر از درمان است. بسیاری از آنها برنامه های بهداشتی پیش پرداخت را ارائه می دهند و معاینات فیزیکی معمول را پوشش می دهند. مدیکر، تا به امروز، سیاست قدیمی خود را حفظ کرده است: پوشش بیماری و نه پیشگیری. زمان ورود مدیکر به قرن بیست و یکم است. بیماران به طور مستقیم برای خدمات به پزشک پول می دادند. در حال حاضر، معمولا شخص ثالث، بیمه پرداخت می کند. در حال حاضر، بیماران دیگر از هزینه ها آگاه نیستند، احساس می کنند حق دارند. اگر بیمه داشته باشند، هر آزمایش و درمان باید تحت پوشش باشد. رسانه ها چنین مواردی را پر شور می کنند و بیمار را به عنوان قربانی و شرکت های بیمه را به عنوان شیاطین به دلیل پوشش ندادن درمان های عجیب و غریب که چشم انداز کمی برای درمان دارند، نشان می دهند. چنین مواردی اغلب منجر به دعوی قضایی می شود که البته هزینه را بیشتر می کند. وقت آن است که پزشکان و بیماران را به طور یکسان در مورد هزینه آموزش دهیم و مسئولانه رفتار کنیم. درمان صحیح نیاز به تشخیص صحیح دارد. این اصل اساسی برای یافتن راه حل هایی برای بحران مراقبت های بهداشتی ما اعمال می شود.