خودمراقبتی: آیا در برابر سلامتی و تناسب اندام مقاوم هستید؟

البته شما می خواهید سالم و تناسب اندام باشید! چه کسی این کار را نمی کند؟ اما آیا شما همیشه با انگیزه و مایل به انجام کارهایی هستید که برای ایجاد سلامت و تناسب اندام باید انجام دهید؟

آیا انگیزه دارید:

آیا به طور منظم ورزش یا ورزش مورد نیاز بدن خود را برای رسیدن به تناسب اندام انجام می دهید؟

غذاهایی را که برای دریافت و سالم ماندن نیاز دارید بخورید؟

از غذاهایی که سلامت و تناسب اندام را از بین می برند اجتناب کنید؟

به یادگیری در مورد آنچه که سلامت و تناسب اندام را ایجاد می کند ادامه دهید؟

یا، آیا خودتان را پیدا می کنید:

به تعویق انداختن رفتن به باشگاه یا انجام سایر اشکال ورزشی؟

شکر و سایر غذاهای ناسالم می خورید؟

حتی از دانستن اینکه شما مسئول سلامتی و تناسب اندام خود هستید اجتناب می کنید؟

به تعویق انداختن و مقاومت راه هایی هستند که ممکن است یاد گرفته باشید از احساساتی که فکر می کنید نمی توانید آنها را مدیریت کنید اجتناب کنید.

چرا ما یاد گرفتیم مقاومت کنیم و معطل کنیم؟

بسیاری از ما با والدین یا مراقبانی بزرگ شدیم که نمی‌دانستند چگونه ما را آنطور که باید دوست داشته باشند، دوست داشته باشند. عدم احساس دوست داشتن برای یک کودک کوچک عمیقاً تنها و دلخراش است. این احساس تنهایی و دلشکستگی، همراه با احساس ناتوانی در دریافت عشقی که نیاز داشتیم یا اجتناب از عدم تایید یا تنبیهی که نمی‌توانستیم تحمل کنیم، باعث شد یاد بگیریم در برابر این احساسات بسیار دردناک محافظت کنیم. همه ما راه های زیادی برای محافظت یاد گرفتیم. شما ممکن است یاد گرفته باشید که از طریق:

کنار کشیدن، بی حس کردن، جدا شدن

عصبانی شدن، سرزنش کردن، عصبانی شدن

روی آوردن به غذا، الکل یا مواد مخدر

روی آوردن به تلویزیون، کامپیوتر، بازی

روی آوردن به سکس، پورنوگرافی

روی آوردن به بیش از حد دستیابی

تبدیل شدن به یک کودک “خوب” – رعایت کردن، تسلیم شدن خود

خود را قضاوت و شرمنده کنید

مقاومت و به تعویق انداختن

اینها تنها تعدادی از راه‌هایی است که ممکن است برای محافظت در برابر درد یاد گرفته باشید. یک لحظه بایستید و به این فکر کنید که برای جلوگیری از درد در زندگی خود چه می کنید.

یکی از تجربیات مهمی که بسیاری از ما در دوران کودکی داشتیم این است که بسیاری از بزرگسالان سعی کردند ما را کنترل کنند. والدین، معلمان، رهبران مذهبی، خواهر و برادر، دوستان – ممکن است افراد زیادی در زندگی شما وجود داشته باشند که با قضاوت، انتقاد، تنبیه، تهدید، کناره گیری از عشق، تهاجم یا خشونت سعی در کنترل شما داشته باشند. ممکن است سطوح مختلفی از سوء استفاده عاطفی، فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده باشید که برای شما عمیقاً آزاردهنده، وحشتناک و آسیب زا بوده است.

یا ممکن است والدین یا مراقبین دیگری داشته باشید که سعی کرده اند با شما مهربان باشند، اما نسبت به خود بی مهری کنند. آنها ممکن است رفتار بدی با خود داشته باشند – معتاد بودن به غذا، مواد مخدر، الکل، تلویزیون، عصبانیت، تبعیت و غیره. خوب یا بد، آنها الگوی شما برای مراقبت از خود بودند.

مشکل این است که تمام روش‌هایی که این افراد با شما یا خودشان رفتار می‌کردند، و تمام روش‌هایی که شما برای محافظت در برابر درد یاد گرفتید، در مغز شما برنامه‌ریزی شد – خود زخمی شما. خود مجروح ما به وجود می آید تا در برابر دردی که نمی توانیم با بزرگ شدن از عهده آن برآییم محافظت کند. این بخشی است که با بسیاری از باورهای نادرست در مورد اینکه چه کسی هستیم و در مورد آنچه که می توانیم و نمی توانیم کنترل کنیم پر شده است.

بیایید بگوییم که شما زود از خواب بیدار می شوید، شب قبل تصمیم گرفته اید که حتما امروز صبح به باشگاه می روید، اما در نهایت باز هم نمی روید.

اینجا چه اتفاقی می‌افتد؟

چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد این است که بخشی از خود زخمی برنامه ریزی شده شما – شاید بخشی از نوجوانی که معتقد است می تواند شما را از طریق قضاوت کنترل کند – با صدایی مصمم و والدین می گوید: “امروز صبح باید به باشگاه بروم.” یا “من باید همین الان به باشگاه بروم!”

بخش دیگری از خود زخمی شما ممکن است وارد شود – بخش جوانی که یاد گرفته است در برابر کنترل والدین یا سایر بزرگسالان مهم زندگی شما مقاومت کند. این بخش جوانتر می گوید: “من مجبور نیستم آنچه را که می گویید انجام دهم. شما رئیس من نیستید.”

اکنون شما یک جنگ قدرت درونی دارید، با بخشی از خود مجروح شما که سعی می کند از طریق خود قضاوتی کنترل داشته باشد و بخشی دیگر از خود زخمی شما در برابر کنترل مقاومت می کند. این جنگ قدرت درونی باعث ایجاد حس بی‌حرکتی می‌شود، در نتیجه شما به باشگاه نمی‌روید و شاید حتی بیشتر نسبت به خودتان احساس قضاوت کنید.

آیا راهی برای اهمال کاری و مقاومت وجود دارد؟

راه خروج این است که خود بزرگسال دوست داشتنی خود را توسعه دهید. بزرگسال دوست داشتنی بخشی از شماست که وقتی قصد خود را از محافظت به یادگیری تغییر می دهید، به وجود می آید. خود زخمی همیشه در صدد محافظت در برابر درد با نوعی رفتار کنترلی است که همه مشکلات را ایجاد می کند. قصد بزرگسالان دوست داشتنی این است که درباره آنچه برای شما دوست داشتنی است بیاموزد و سپس از طرف شما اقدام محبت آمیز انجام دهد. بزرگسال دوست داشتنی همان کسی است که شما هستید زمانی که قصد شما این است که در مورد دوست داشتن خود با یک منبع شخصی راهنمایی معنوی – خود برتر خود، مفهوم شما از خدا، یک فرشته نگهبان، یک راهنمای روح، یک انرژی عشق، یا یک درونی بیاموزید. خود عاقل تمرین پیوند درونی به شما می آموزد که چگونه با منبع شخصی راهنمایی خود ارتباط برقرار کنید و بزرگسالان دوست داشتنی خود را توسعه دهید.

هنگامی که بزرگسال دوست داشتنی شما به جای خود مجروح شما مسئول است، آنگاه می توانید اقداماتی را انجام دهید که بالاترین خیر شما را پشتیبانی می کند. به جای اینکه به خود بگویید که باید یا باید به باشگاه بروید، آنچه را که می خواهید انجام دهید و آنچه برای شما دوست داشتنی است تنظیم می کنید. شاید شما واقعاً دوست دارید به باشگاه بروید، اما نمی خواهید تحت کنترل خود مجروح قضاوت کننده خود باشید. یا شاید ورزش کردن در باشگاه چیزی نیست که دوست دارید انجام دهید و ترجیح می دهید رقصید یا اسکیت بورد یا تنیس بازی کنید یا بدوید یا دوچرخه سواری کنید یا پیاده روی کنید. انجام کاری که دوست دارید انجام دهید بسیار ساده تر و دوست داشتنی تر از آنچه فکر می کنید باید انجام دهید.

هرچه بیشتر تمرین کنید که یک بزرگسال دوست داشتنی باشید، مسیرهای عصبی جدیدی را در مغزتان ایجاد می کنید تا از خودتان مراقبت کنید.

اگر مقاومت می کنید یا به تعویق می افتید، ممکن است بخواهید فردا یک فرآیند پیوند درونی اختصاصی ایجاد کنید، یاد بگیرید که چگونه بزرگسالان دوست داشتنی خود را پرورش دهید، تا بتوانید در مسیر سالم و تناسب اندام باقی بمانید.