رضایت شغلی: من نمی توانم ترک کنم. من یک ستاره هستم

هر زمان که کلمات “رضایت شغلی” را می شنوم، به یاد راجر میلر خواننده/ترانه سرای کانتری وسترن و آهنگ کانزاس سیتی استار می افتم.

مانند تمام آهنگ‌های خوب کانتری وسترن، آهنگی ساده و داستانی ساده در این آهنگ وجود دارد. این آهنگ شروع به گفتن در مورد نامه ای می کند که حاوی یک پیشنهاد شغلی است. پول، حساب هزینه و ماشین بیشتر است. . . و حتی خواننده حتی اعتراف می کند که این پیشنهاد برای کار بهتر است. او آن را رد می کند.

حالا به فکر کارمندان خود باشید. اگر به آنها مشاغل “بهتر” پیشنهاد می شد، چند نفر می ماندند و برای شما کار می کردند؟ چه عناصری رضایت شغلی را برای آن شغل بهتر تشکیل می دهد؟

بر اساس یک نظرسنجی در سال 2004 برای هیئت کنفرانس توسط TNS، یک شرکت اطلاعات بازار پیشرو (LSE: TNN):


“این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد که کارمندان از برنامه‌های پاداش، سیاست‌های ارتقا، برنامه‌های سلامت و حقوق بازنشستگی شرکت‌شان کمترین رضایت را دارند. اکثریت از رفت‌وآمدهای خود به محل کار و روابط خود با همکاران بیشترین رضایت را دارند.”

– امروز هیئت کنفرانس گزارش می دهد که رضایت شغلی ایالات متحده همچنان در حال کاهش است

توجه داشته باشید که آنچه اکثر کارگران از آن راضی هستند، رفت و آمد و دوستانشان در محل کار است. این به خوبی نظرات آنها را در مورد شغلشان نشان نمی دهد، اینطور نیست؟

بر اساس همین نظرسنجی، چه چیزی باعث نارضایتی شغلی می شود؟

  • 40 درصد احساس می کنند از شغل خود جدا شده اند
  • 66 درصد از کارگران با اهداف و مقاصد کارفرمای خود آشنا نیستند
  • 25 درصد از نیروی کار فقط سر کار حاضر می شوند.
  • رضایت شغلی در قالب های مختلف ظاهر می شود. شاید برخی از کارگران احساس کنند به هم متصل هستند، برخی به خاطر کارهایی که به خوبی انجام داده اند به رسمیت شناخته می شوند، برخی به آنچه شرکت آنها در جامعه، صنعت یا در جهان انجام می دهد اعتقاد دارند، شاید آنها مدیری داشته باشند که اشتیاق را در عملکرد آنها برانگیخته است. در آهنگ کانتری وسترن راجر میلر، داستان قهرمانی دارد که معتقد است شغل او تقریباً همه اینها را دارد. او مجری یک برنامه تلویزیونی کودک است، جایی که بینندگان تحسین برانگیزی دارد، به خاطر کاری که انجام می دهد شناخته شده است و در جامعه مورد توجه است.


    “شغل بهتر با دستمزدهای بالاتر، هزینه های پرداخت شده و یک ماشین؛ اما من در اینجا در تلویزیون محلی هستم و نمی توانم کار را ترک کنم، من یک ستاره هستم.”

    – راجر میلر، ستاره کانزاس سیتی

    آیا کارمندان شما چنین تعهدی دارند؟ آیا آنها اشتیاق دارند؟ آیا آنها احساس می کنند با شغل خود مرتبط هستند؟ آیا آنها با اهداف و اهداف شما یکسان هستند؟ یا فقط برای چک حقوق در محل کار حاضر می شوند. . . که آنها می توانند در محل دیگری از کار دریافت کنند؟

    به این فکر کنید که اگر شما و کارمندانتان احساس می‌کردید ستاره هستید، چه کارهایی می‌توانید انجام دهید. “من نمی توانم ترک کنم، من یک ستاره هستم.” هستند آنها؟ شما هستید؟