سالم نگه داشتن رابطه مادر و پسر

در طول تاریخ بشر، روابط مادر و پسر خاص تلقی شده است. بسیاری از زنان می گویند که داشتن پسر به آنها احساس کامل بودن می دهد. یک زن تأیید کرد: “انگار از طریق او قسمت گم شده خود را یافته ام.”

جوامع پدرسالار برای پسران ارزش بیشتری قائل هستند. گاهی اوقات «کودک محوری مرد» می تواند به وسواس تبدیل شود. در هند، مراسم ویژه ای برای استناد به مداخله الهی در اعطای پسر برگزار می شود. پسران ملزم به حفظ نسب، مراقبت از والدین در دوران پیری و اطمینان از نجات روح پس از مرگ هستند. به این ترتیب، پسران با بهترین غذا، مراقبت های بهداشتی، آموزش و حفاظت از درمان ترجیحی برخوردار می شوند. این “ترجیح پسر” منجر به جنین کشی گسترده زنان در چندین کشور شده است که منجر به نسبت جنسی ناهنجار شده است.

محققان دانشگاه ریچموند در ویرجینیا دریافتند که زنان مجموعه‌ای از نورون‌های مادری ایجاد می‌کنند که مانند کلیدهای «مادر بد» یا «مادر خوب» در مغز عمل می‌کنند. این دسته از سلول های مغزی که در دوران بارداری ایجاد می شوند و پس از تولد روشن می شوند، مسئول فرزندپروری خوب یا بد هستند. تعداد معینی از نورون ها باید روشن شوند تا “مادر شدن خوب” اتفاق بیفتد.

تیمی در دانشگاه ییل از اسکن مغزی برای مطالعه مناطقی از مغز که مادر شدن خوب یا بد را هدایت می کند، استفاده می کنند. دکتر جیمز سواین می‌گوید: «ما مناطق خاصی از مغز را شناسایی کرده‌ایم که بین فعالیت نورون‌ها و اندازه‌گیری والدین «کافی» یا «ناکافی» ارتباط وجود دارد.

تاکنون هیچ کس توضیح علمی ارائه نکرده است که چرا مادر پسرش را بیشتر از دخترش دوست دارد. زیست شناس تکاملی ریچارد داوکینز در کتاب خود “ژن خودخواه” پیشنهاد می کند که این فداکاری مادرانه یک استراتژی خودخواهانه برای اطمینان از زنده ماندن ژن های او است. او می داند که بعد از یک سن خاص نمی تواند تولید مثل کند. بنابراین او از فرزندان پسر خود محافظت می کند زیرا او در نهایت استخر ژنی او را گسترش می دهد.

وقتی مادری این عشق محافظ را به پسرش دارد، به شدت از زندگی او محافظت می کند، رشد عاطفی او را فلج می کند و او را به عنوان “پسر مامان” به ریسمان های پیش بندش می بندد. این تمایل حتی از زمان های کتاب مقدس در داستان ربکا ثبت شده است، که پسر مورد علاقه خود یعقوب را تشویق کرد تا از طریق جعل هویت، برکت برادرش را بدزدد. اما برای محافظت از او در برابر خشم عیسو، مجبور شد برای سالها از او جدا شود.

مادر یونانی تتیس پسرش آشیل را در رودخانه جادویی استیکس فرو برد تا او را آسیب ناپذیر کند. اما البته او را با یک پاشنه بدون محافظت رها کرد.

درست مانند روابط مادر و دختر، روابط نزدیک مادر و پسر در سال های اولیه شکل گیری مهم است. نوزادان زمانی که از مادرشان جدا می شوند شروع به نشان دادن ناراحتی می کنند. اما هر مادری باید در نظر داشته باشد که این فقط یک مرحله موقت است. به دلیل پتانسیل شهوانی چنین پیوندی، فاصله گذاری فیزیکی در مورد پسرها باید زودتر شروع شود. مولیکودلینگ برای سلامت عاطفی مادر و پسر مضر است.

عقده ادیپ یک پدیده شناخته شده است. این بر اساس اسطوره یونانی است که در آن ادیپ پدرش را رقیبی برای عشق مادرش می داند. پس او را می کشد و با مادرش جوکاستا ازدواج می کند.

دوره بین 18 ماهگی تا سه سالگی زمانی است که کودک از هویت جنسی خود آگاه می شود. او با کاوش در بدن خود مفهومی از خود ایجاد می کند. بین سه تا پنج سال، رشد میل جنسی و ایگو اتفاق می افتد. این به خوبی می تواند به عنوان مرحله ادیپ تعریف شود، زمانی که کودک میل به تصاحب مادر خود دارد و حتی شروع به دیدن پدرش به عنوان یک مخالف می کند. این یک مرحله گذرا است و یک مادر عاقل به تدریج او را از چنین احساساتی دور می کند تا زمانی که شروع به همذات پنداری با پدرش کند.

دلایل احساسات غیر طبیعی مادر:

• هنگامی که مادری در کودکی خود ترک پدرش را تجربه کرده است، ممکن است برای جبران این احساس رها شدن، بیش از حد از پسرش محافظت کند. او می خواهد پسرش برای تحقق خودش در آن مرحله ادیپی بماند. پسران نمی توانند شوهر یا پدر جانشین باشند. آنها بازیچه ای برای لذت او نیستند.

مردان بزرگ زیادی هستند که به دلیل این محافظت بیش از حد رنج کشیده اند. مادر اندرو کارنگی به او قول داد که تا زمان مرگش ازدواج نخواهد کرد. باید تجربه ناامید کننده ای بوده باشد. سرانجام یک سال پس از مرگ او در سن 52 سالگی ازدواج کرد.

دوایت آیزنهاور نیز مادری وسواسی داشت. زمانی که او به دلیل تب مخملک قرنطینه شده بود، از نردبان برای بالا رفتن و دیدن پسرش هر روز از پنجره استفاده کرد.

با این حال، مادری که در کودکی از پدرش رها شده است، ممکن است در پیوند با پسرش مشکل داشته باشد و با پسرش بدرفتاری کند.

• اگر نیازهای عاطفی زن به دلیل شغل یا بی ملاحظه بودن و یا به دلیل خیانت توسط شوهرش برآورده نشود، ممکن است به فرزند ذکور خود مراجعه کند. او ممکن است او را با بوسه یا نوازش یا اظهارات کلامی عاشقانه دوش دهد. این شکل از “حارم عاطفی” به دنبال بیگانه کردن پدر از عشق پسرش است. محارم واقعی منتفی نیست.

• والدین مجرد اعم از مجرد یا بیوه نیز ممکن است برای جبران فقدان پدر، زیاده روی و حمایت بیش از حد از فرزندان پسر خود نشان دهند.

اثرات مخرب چنین روابط ناکارآمدی:

در مورد کودک:

1. وابستگی بیش از حد به مادر باعث توقف رشد عاطفی و ذهنی می شود. او قادر به رویارویی با چالش‌های زندگی نیست، مشکلات رفتاری دارد و اغلب او را «دختر» می‌دانند. مادر نمی خواهد پسرش بزرگ شود و قصد دارد رابطه آنها را منحصر به فرد نگه دارد.

2. ناتوانی در حفظ روابط سالم با دیگران. این حتی ممکن است به تمایلات جنسی او آسیب برساند و توانایی او برای داشتن یک شراکت شاد را از بین ببرد. او از تعهد اجتناب خواهد کرد. اگر او ازدواج کند، ممکن است به دلیل دخالت مداوم مادرش به طلاق ختم شود. او شهامت ایستادن در برابر او و محافظت از همسرش را در برابر قلدری مداوم مادرش نخواهد داشت.

3. یک مادر اغواگر دستکاری و یک پدر دور منفعل می تواند پسر را به یک همجنس باز تبدیل کند.

4. عشق خفه‌کننده می‌تواند به عنوان یک وابستگی ضعیف‌کننده خطرناک باشد و پسر را از نظر جنسی ناکارآمد کند.

در مورد مادر:

1. زنی که وقت و اولویت خود را به پسرش بسپارد، ضرر شوهرش را خواهد داشت. کمبود صمیمیت و مشکلات جنسی زیادی وجود خواهد داشت. شوهرش شروع به جستجو در جای دیگری برای تحقق او خواهد کرد. او ممکن است به یک معتاد به کار تبدیل شود یا روابط خارج از ازدواج ایجاد کند یا به مشروب خوری یا قمار افراط کند.

2. مادری که زندگی‌اش حول محور پسرش می‌چرخد، ناخودآگاه این اطمینان را پیدا می‌کند که او هرگز او را ترک نخواهد کرد.

3. ممکن است یک رابطه محارم ایجاد شود. احساسات نامناسب نسبت به پسرش نوعی کودک آزاری است و می تواند باعث تضعیف روحیه شود.

چگونه رابطه مادر و پسری سالم داشته باشیم:

• به شخصیت پسرتان احترام بگذارید. با او با احترام عمیق رفتار کنید و به او کمک کنید تا شخصیت خود را توسعه دهد.

• پسرتان را طوری تربیت کنید که از نظر جسمی و روحی انسانی متعادل باشد. “عشق خفه” می کشد. پس خیلی محکم نگیرید.

• مرزهای سالم را مشخص کنید و بدانید چه زمانی باید از نظر فیزیکی فاصله بگیرید.

• والدین یک سرمایه گذاری مشترک است. پدران نباید از این رابطه کنار گذاشته شوند. آنها نیز باید اجازه داشته باشند که با پسران خود ارتباط برقرار کنند. مسئولیت‌های والدین شامل تجهیز آنها به راهبردهایی برای زندگی مانند احترام به بزرگترها، احترام به جنس مخالف، انضباط، عشق و الگوی خوب است. هدف باید پرورش بلوغ، استقلال و اتکا به خود در بزرگسالی باشد.

• از شوهرتان غافل نشوید. زمانی را از مادر شدن برای «همراهی» با او مرخصی بگیرید. صحبت کنید، مراقب باشید و صمیمی باشید. بگذارید عشق شما نسبت به یکدیگر افزایش یابد، زیرا مسئولیت پرورش او را به اشتراک می گذارید.

• الگوی خوب و شایسته ای باشید. بگذارید او از شما یاد بگیرد که چگونه در زمان ازدواج به همسرش احترام بگذارد و با او رفتار کند.

• همیشه به یاد داشته باشید که کودک شوهر شما نیست. پس مسئولیت بزرگسالی را به او تحمیل نکنید.

• تمرکز خود را تغییر دهید. از زمان خود برای رسیدگی به نیازهای دیگر فرزندان خود استفاده کنید. فعالیت های جدیدی پیدا کنید تا ذهن خود را از پسرتان دور نگه دارید.

• دعا کنید و از خدا بخواهید که به شما عقل بدهد تا با مسئولیت پذیری و احترام به خود احساسات خود را مدیریت کنید.

همانطور که نائومی لوینسکی فمینیست گفت: “ما نباید به فرزندان خود نیاز داشته باشیم. ما نباید با آنها ادغام شویم، مگر زمانی که آنها نوزاد هستند. ما نباید اجازه دهیم احساسات آشفته ما در سراسر رشد فرزندانمان نفوذ کند. ما باید آنها را طوری تربیت کنیم که تبدیل به آنها شوند. افراد جدا شوند.»