سخنرانی دوران بازنشستگی اگر مجبور به بازنشستگی پیش از موعد به دلیل بیماری هستید

ایراد سخنرانی دوران بازنشستگی در زمان بیماری آسان نیست.

زندگی به روش های مرموز تغییر می کند. شما هرگز نمی دانید در اطراف پیچ چه خبر است. اگر از یک بیماری لاعلاج رنج می برید، این را به خوبی می دانید. و متأسفانه، داشتن یک بیماری لاعلاج گاهی به معنای از دست دادن شغل یا مجبور شدن به بازنشستگی پیش از موعد است. این می تواند سخت باشد.

ایراد سخنرانی دوران بازنشستگی زمانی که دچار بیماری لاعلاج هستید ممکن است دشوار باشد. اغلب اوقات، در چنین شرایطی، در مراسم یا مهمانی مورد تجلیل قرار می گیرید. قسمت سخت همه چیز این است که شما در مورد بیماری خود غرق در احساسات هستید و از ترک همکارانتان ناراحت هستید. این باعث می شود احساساتی که بدون شک در گفتار شما ظاهر می شود، تجدید نظر کنید.

مردم گاهی اوقات مرتکب این اشتباه می شوند که یک سخنرانی آماده نمی کنند، زیرا فکر می کنند به آن نیاز ندارند. آنها انتظار ندارند کسی به آنها ادای احترام کند. اما اغلب اوقات، رفتن به مهمانی هایی مانند این نیاز به صحبت کردن دارد. افرادی که در طول مسیر شما را می شناسند به احتمال زیاد به شما صحبت می کنند و ادای احترام می کنند. شما توسط عزیزانی احاطه خواهید شد که آنها نیز احساسات شما را به اشتراک می گذارند.

خود را برای این سناریو آماده کنید. اگر شرکت شما به شما گفت که برای شما یک جشن بازنشستگی برگزار می کنند، بنشینید و شروع به نوشتن کنید. این دوران سختی در زندگی شماست و بدون شک نگران آینده خود هستید. با این حال، شما نیز دلتنگ گذشته خود خواهید شد. این را در سخنرانی خود بیان کنید. به خانواده و همکاران بگویید که چقدر برای شما مهم هستند و از آنها برای کمک به شما در این راه تشکر کنید.

در مورد سلامتی خود صحبت نکنید. به طور خلاصه به آن بپردازید، اما در آن کوتاهی نکنید. شما نمی خواهید مردم بیشتر از آنچه که هستند ناراحت شوند. با این حال، می توانید در مورد سفر خود در طول حرفه خود صحبت کنید، و در مورد لحظاتی که شغل شما را خاص کرده است، فکر کنید. بدون شک احساساتی خواهید شد، پس از گریه کردن نترسید. در حال حاضر زمان سختی برای شماست. گریه کردن به شما کمک می کند تا درد را از بین ببرید و به دیگران اجازه می دهد با شما همدردی کنند. این احتمال وجود دارد که آنها با شما گریه کنند.

به شروع کار خود فکر کنید. می‌توانید سخنرانی خود را با جمله «یاد می‌آورم کی» باز کنید و داستانی الهام‌بخش را تعریف کنید که شما را در مسیر حرفه‌تان سوق داد. همچنین، حتماً در مورد چیزهایی که در آینده منتظر آنها هستید صحبت کنید. آیا در خانه استراحت خواهید کرد؟ اگر چنین است، ممکن است بخواهید به نوشتن یک کتاب فکر کنید. به خودتان چیزی بدهید که منتظرش باشید. روی منفی ها تمرکز نکنید.

وقتی سخنرانی خود را می نویسید، زیاد به کمال فکر نکنید. زیاد به ایده ها فکر نکنید. در عوض، یک دسته از افکار را روی کاغذ بنویسید. در مورد احساسی که در حال حاضر دارید بنویسید. هر احساسی را که احساس می کنید بیان کنید. سپس، می توانید به عقب برگردید و آن افکار خام را به داستان های قانع کننده تبدیل کنید. می‌توانید بعداً برگردید و این داستان‌ها را جلا دهید. حداقل شما چیزی نوشته اید. شما چیزی دارید که می توانید با آن کار کنید.

به مردم نگویید گریه نکنید. اگر فقط کمی فرصت دارید، این را به اشتراک بگذارید. به مردم اجازه دهید تا با شما غمگین شوند. روح را پاک می کند بعلاوه، به پایانی معنادار و قطعی برای حرفه شما کمک می کند.

حتما یک جعبه دستمال کاغذی در دست داشته باشید. شما هرگز نمی دانید چه زمانی به آنها نیاز خواهید داشت. و یک دوست در نزدیکی خود داشته باشید. به این ترتیب، در صورت نیاز، کسی را برای بغل کردن دارید. اگر آنقدر احساساتی هستید که نمی توانید آن را از طریق سخنرانی بگذرانید، یکی از دوستان یا اعضای خانواده باید بتواند آن را برداشته و برای شما ارائه دهد. در صورت نیاز از این شخص استفاده کنید.