شروع سخنرانی: 35 ثانیه برای زنده ماندن در یک Gator

اولین باری که یک نفر را می بینید چقدر طول می کشد تا سایزش را افزایش دهید؟ آیا در اولین جملات مکالمه آنها طعمی را برای نوع فردی که آنها هستند درک می کنید؟ اگر این کار را بکنید، کاملا طبیعی هستید. برخی ممکن است بگویند که این قضاوت‌های فوری باعث می‌شود شما صاحب نظر شوید، شاید روحیه‌ای بد خلق کنید. درست نیست! برعکس، زیست شناسی سخت سیمی است! اولین برداشت های ما یک مکانیسم دفاعی است که برای طولانی کردن عمر شما طراحی شده است.

بگو چی؟

مغز انسان اندام پیچیده ای است که در چند سطح عمل می کند. عملکرد بالای مغز در نئوکورتکس رخ می دهد. عملکرد طبیعی مغز و تفکر رایج در مغز پستانداران رخ می دهد. و عملکردهای خودکار در بخشی از مغز که همیشه آگاه است رخ می دهد – مغز خزنده. تمایل ما به ارزیابی اولیه خطر و خطر در مغز خزنده (RB) رخ می دهد. دانستن این مهم است زیرا این بخش مغز (بدون اینکه ما بدانیم یا فکر کنیم)، محیط ما را به طور مداوم زیر نظر دارد و به دنبال خطر است. سلامتی ما را به خطر می اندازد. سلامتی ما را به خطر می اندازد. رفاه ما را به خطر می اندازد.

باور نمی کنی؟ سپس این را بررسی کنید. آیا زمانی را در زندگی خود به یاد می آورید که شخصی به صورت شما نگاه کرده و به شما دروغ گفته است؟ آیا به خاطر دارید که از دروغ گفتن آن شخص آگاه بودید؟ احتمالاً به این فکر نکرده اید که چرا فکر می کنید آنها دروغ می گویند، فقط در جایی در ذهن خود احساس کرده اید که آنچه می گویند درست نیست. یا شاید زمانی وجود داشت که شما در حال قدم زدن بودید و کاملاً از هیچ جایی احساس خطر می کردید. موهایت بلند شد پوستت از ناراحتی خزید. در هر دو موقعیت، RB شما را از خطر آگاه می‌کرد.

اکنون ممکن است فکر کنید، “خوب … البته مردم آن تجربیات را داشته اند، اما چه ربطی به برداشت اولیه دارد؟”

هر زمان که با شخصی ملاقات می کنید، چه به صورت حضوری یا از طریق فناوری، اولین چیزی که اتفاق می افتد اسکن توسط RB شما است. تمام اطلاعات مربوط به فرد را در بر می گیرد و یک هشدار خطر را برای بقیه بدن شما ثبت می کند. اگر ارزیابی تهدید پایین باشد، همه چیز به طور عادی پیش می رود. با این حال، اگر شاخص های تهدید توسط RB درک شود، خوب … چیزها شروع به رخ دادن می کنند. RB آدرنالین را در سیستم شما آزاد می کند تا شما را در یک موقعیت واکنش سریع قرار دهد. خون بیشتری مورد نیاز است، بنابراین قلب شما شروع به تپیدن سریعتر می کند تا برای عمل آماده شود. همه این‌ها در حالی اتفاق می‌افتند که دو سوم دیگر مغز شما ممکن است نادان باشند، تا زمانی که مغز پستانداران (MB) شروع به دریافت پیام‌هایی از RB می‌کند که چیزی اشتباه است. هنگامی که این اتفاق می افتد، نئو کورتکس (NC) ممکن است تجزیه و تحلیل اطلاعات گسترده تری را آغاز کند.

RB دارای سیم سخت است. با این حال، می توانید به آن متصل شوید و یک مزیت شخصی به دست آورید. یکی از دلایلی که مجریان قانون، آتش نشانان و نظامیان آموزش می بینند این است که همه مهارت های آنها در RB برنامه ریزی شده است. این پدیده ای در وجود انسان است که وقتی مغز تحت استرس قرار می گیرد، عملکردهای بالاتر مغز را خاموش می کند و باعث می شود بدن به عملکردهای RB خودکار تکیه کند. در شرایط شدید، شما پاسخ «جنگ یا گریز» را دارید. آتش نشان ها باید با عمل بر غریزه “جنگ یا گریز” غلبه کنند – و آموزش آنها این کار را انجام می دهد. آن آموزش برنامه ریزی شده واقع در RB کار می کند و این پاسخ دهنده های اضطراری با پاسخ خودکار که از قبل برنامه ریزی شده است اجرا می شوند.

بنابراین اکنون احتمالاً به این فکر می‌کنید که «همه اینها چه ربطی دارد سی و پنج ثانیه برای زنده ماندن در یک Gator؟”

همه چیز به سی و پنج ثانیه مربوط می شود! هنگامی که در مقابل یک مخاطب قرار می گیرید، اکثر مردم ساختار اصلی گفتار را دنبال می کنند که شامل مقدمه، بدنه و نتیجه گیری می شود. به مخاطبان خود به عنوان مجموعه ای از خزندگان فکر کنید، زیرا در سی و پنج ثانیه اول، شما در حال اسکن شدن هستید. هر مغز خزنده در مخاطب در حال انجام یک ارزیابی خطر است. نحوه رفتار صدا و بدن شما در آن سی و پنج ثانیه اول تعیین می کند که آیا آنها توجه خود را روی شما متمرکز می کنند یا شما را هوم می دانند. گاهی اوقات مخاطبان در همان سی و پنج ثانیه اول برنده یا گم می شوند: تقریباً هفتاد و پنج کلمه.

وقتی RB به MB می گوید که نیازی به توجه دقیق ندارد و Neo-cortex که تجزیه و تحلیل دقیق ضروری نیست – از بین می روند – زیرا شما خسته کننده هستید، طبل زمزمه می کنید و هیچ چیز غیرعادی ندارید. اکنون در مرحله‌ای بعد از سخنرانی‌تان ممکن است کاری انجام دهید یا بگویید که باعث افزایش RB و متعاقباً MB و NC شود، اما در یک سخنرانی کوتاه، اغلب برای تأثیرگذاری بر مخاطب خیلی دیر است.

بنابراین چگونه RB را درگیر می کنید و از سی و پنج ثانیه اول استفاده می کنید تا از همان ابتدا توجه و علاقه مخاطب را جلب کنید؟

عنوان

عنوان نادیده گرفته ترین عنصر هر سخنرانی است. من آن را در این بحث مقدمه گنجانده ام زیرا عنوان سخنرانی شما همیشه قبل از شروع سخنرانی شما ذکر می شود. عنوان شما بخشی از سخنرانی شما است که شخص دیگری ارائه می کند و برای زمان صحبت شما هزینه ای ندارد. همچنین این اولین فرصت شما در طنز، علاقه یا انتظار است.

تلاش بسیار کمی برای نوشتن عنوان صرف شده است. اغلب عنوان در آخرین لحظه به طور تصادفی بر روی سخنرانی زده می شود. یا حتی زمانی که عنوانی در نظر گرفته می شود، گوینده به اندازه کافی حضور ذهنی ندارد تا با معرفی کننده نحوه اعطای عنوان را تمرین کند.

تمرین تلفظ عنوان و انحراف صدا با معرفی کننده جزء مهمی از مقدمه شماست. غلبه بر عنوان اشتباه تلفظ شده سخت است. اگر معرف شما عنوان سخنرانی شما را اشتباه تلفظ کند، ممکن است مخاطب گیج شود. در یک سخنرانی کوتاه، چه رسد به یک مقدمه سی و پنج ثانیه ای، نمی توانید با عنوان ضعیف یا اشتباه به مخاطب هدایت کنید. این عناوین را امتحان کنید: “Ka-ching”، “Lessons from Fat Dad” یا “Ouch”. این عناوین از سه سخنرانی قهرمانی جهان در سخنرانی‌های عمومی، همگی مقدمه‌ای برای سخنرانی‌های پویا و جذاب بودند. عنوان جالب و گیرا را نادیده نگیرید.

سکوت

سخنرانان بزرگ تقریباً 10 تا 15 ثانیه در سکوت شروع می کنند و همیشه به تماشاگران خود نگاه می کنند. این به ویژه زمانی که آنها قد کوچکی دارند یا صدای یک هفته دارند صادق است. ناپلئون بناپارت، ملکه الیزابت و آبراهام لینکلن نمونه های برجسته فرهنگ غرب هستند. دو مورد اول نمونه هایی از قد کوچک هستند. سومی، لینکلن، صدای جیرجیر بلندی داشت.

ایستادن در سکوت و بررسی حضار توجه مغز خزنده را به خود جلب می کند. نمی‌داند چه می‌خواهید بکنید یا بگویید. محتاط می شود. هر چه بیشتر به تماشاگر بایستید، ساکت‌تر می‌شود و پیش‌بینی می‌کند چه اتفاقی می‌افتد. برخی تعجب می کنند که آیا سخنرانی خود را فراموش کرده اید. برخی انتظار چیز غیر منتظره ای دارند. صرف نظر از این، آنها شروع به توجه می کنند. مکث قبل از شروع به شما امکان می دهد تا آرامش خود را بدست آورید. چیزی که به دست می آورید توجه شدید مخاطبان و پیش بینی این است که اولین کلمات شما مهم هستند. مخاطب همچنین تشخیص می دهد که شما سخنران مطمئنی هستید.

طوری صحبت کنید که هر کلمه ای که استفاده می کنید یک میلیون دلار هزینه دارد

در سی و پنج ثانیه، اگر با صد و بیست و پنج کلمه در دقیقه عادی صحبت کنید، کمتر از هفتاد و پنج کلمه یا هفتاد و پنج میلیون دلار صحبت خواهید کرد. آیا فکر می کنید باید پول را عاقلانه خرج کنید و تک تک کلمات را حساب کنید؟ کوچکترین فرزند من به این موضوع با این جمله پاسخ می دهد: “ده!”

اولین هفتاد و پنج جمله ارزشمند را هدر ندهید که امشب اینجا بودن چقدر خوب است – اینطور نیست و به هر حال هیچکس شما را باور نمی کند. در عوض، زمزمه کنید یا رعد و برق بزنید، آواز بخوانید یا فریاد بزنید، با سرعت اندازه‌گیری شده یا آتش تند صحبت کنید، اما هر کاری که انجام می‌دهید، به مغز خزنده‌ها برسید و بقیه مغز آنها را دعوت کنید که بیایند!

مغز انسان می تواند 7200 تصویر در دقیقه و 600 کلمه در دقیقه پردازش کند. از آنجایی که شما فقط 75 کلمه را در سی و پنج ثانیه صحبت می کنید، چه کاری می خواهید انجام دهید تا کسری 525 کلمه بین صحبت کردن و شنیدن من را اشغال کنید؟ آیا می خواهید به 4200 تصویری که من می توانم در سی و پنج ثانیه پردازش کنم ضربه بزنید؟ اگر معرفی شما نتواند به ظرفیت کامل مغز من در یک صد یا بیشتر مخاطب بپردازد، نیم میلیون تصویر را هدر داده اید. ضمناً فراموش نکنید که هر یک از آن تصاویر (تصاویر) هزار کلمه ارزش دارد: تقریباً پانصد میلیون کلمه. چه ضایعاتی! عکس رو میگیری؟

مقدمه شماره یک:

به فرزندانمان گوش دهیم، درک کنیم و برای آنها ارزش قائل شویم. اینها سه درس مهمی است که اساتیدم در دانشکده معلمی به من آموختند. آنها گفتند که ما باید دانش آموزانمان را طوری دوست داشته باشیم که خودشان هستند. من 16 سال تدریس می کردم و فکر می کردم همه چیز را در مورد تدریس می دانم تا اینکه یک دانش آموز بسیار خاص قدرت واقعی آن کلمات را به من نشان داد. (64 کلمه)

مقدمه شماره دو:

برخی از مردم کاملا غیر قابل دوست داشتن هستند!

آنها مانند خارپشت خاردار و مانند رتیل لطیف هستند.

ما معلمان رام‌کننده‌های آموزش دیده افراد آشفته و سخت‌گیر هستیم. (28 کلمه)

هر دوی این مثال ها مقدمه ای برای یک سخنرانی هستند. به آنها نگاه دقیقی بیندازید و به من بگویید کدام یک تصاویر بصری بیشتری در ذهن شما ایجاد می کند؟ کدامیک علاقه شما را به اوج می رساند و شما را به شنیدن بیشتر سخنرانی سوق می دهد؟ کدام مقدمه بهترین استفاده اقتصادی را از آن کلمات میلیون دلاری می کند؟

مقدمه شماره یک اطلاعاتی را برای مخاطب بازگو می‌کند و به شما می‌گوید که گوینده در مورد تجربیات تدریس خود در مورد دانش‌آموزی صحبت می‌کند که به او درسی داده است. این یک رویکرد استادانه به یک مقدمه است. اغلب اوقات، این رویکرد “حرفه ای” توسط مدیران در دنیای تجارت استفاده می شود، جایی که کلمات به عنوان دلار به حساب می آیند. بیدار شو این حرفه ای نیست – خسته کننده است.

مقدمه دوم درایت دیگری دارد. “آیا کسی را می شناسید که دوست داشتنی نباشد؟” آیا ممکن است وقتی گوینده می گوید: «بعضی از مردم دوست داشتنی نیستند» به شخص خاصی فکر کرده باشید؟ یک تصویر تشکیل می شود و یک ارتباط برقرار می شود.

جمله دوم شامل دو جمله است تشبیهات، نوشته شده در تضاد به یکدیگر و هر دو حاوی واج آرایی: «خاردار مثل خارپشت» و «لطیف مثل رتیل». آیا تصاویر آن دو موجود را دیدید؟ شاید به شخصی که دوست نداشتید اشاره می کنید و قبول دارید که توصیف کاملی از آن شخص بود؟ شاید انجام دادید یا شاید هم نکردید – مغز شما توانایی انجام آن را دارد.

آلتراسیون راه دیگری برای تأثیرگذاری است. جمله آخر ترکیبی از ساختار گفتاری است واج آرایی و الف استعاره. همخوانی شامل کلماتی است که در جمله با «ت» شروع می‌شوند: معلمان، آموزش دیده، رام‌کننده‌ها، مضطرب و سخت‌گیر. این استعاره در انتساب معلمان به عنوان “رام کننده” حیوانات و نسبت دادن به دانش آموزان به عنوان مشکل دار و سختگیر یافت می شود. مقدمه دوم به قابلیت تصویربرداری مغز و ظرفیت مغز برای پردازش مفاهیم کلمه بیشتر از آنچه که یک فرد می تواند در سی و پنج ثانیه صحبت کند، می پردازد.

مقدمه های عالی به اصل مطلب می رسند. هدف را به ما نمی گویند، به مخاطب اجازه می دهند موضوع را تجربه کند. مخاطب را خسته نکنید. درعوض، آنها را تشویق کنید تا موضوع را تجربه کنند. با تصاویر ذهنی و بازی با کلمات کمی ما را اذیت کنید. توجه مغز پیچیده ما را جلب کنید و توجه ما را روی کلمه یا جمله بعدی خود متمرکز کنید. با انجام این کار، از سازه های گفتاری که دارای توانایی های حسی قدرتمندی هستند، استفاده می کنید تا مغز چند سطحی ما را وارد عمل کنید. مانند یک جیغ، توجه مغز را به خود جلب می کنند.

در جیغ سازه ها عبارتند از: تشبیه، تقابل، قافیه، پژواک، تشبیه و استعاره. استفاده از این ساختارهای زبانی، مغز چند سطحی را به اندازه کافی برای شروع خوب صحبت کردن مورد توجه قرار می دهد. هنگام نوشتن مقدمه بعدی از آنها استفاده کنید.

اولین برداشت ها . . . مقدمه فراتر از ابتذال «من خیلی خوشحالم که امروز اینجا هستم» است. عناصر یک معرفی موثر و قدرتمند عبارتند از: عنوان، سکوت، سرمایه گذاری هفتاد و پنج میلیون دلاری، و SCREAM.

وقتی یک سخنرانی کوتاه ارائه می کنید، هر کلمه باید حساب شود! کلماتی را انتخاب کنید که RB را تحت مراقبت قرار دهد و توجه مخاطبان را به خود جلب کند. از استراتژی های SCREAM برای بیدار کردن مغز چند سطحی استفاده کنید. از قدرت عنوان خود غافل نشوید و مطمئن شوید که معرفی کننده شما آن را به درستی تلفظ می کند.

از این استراتژی ها در سخنرانی بعدی خود استفاده کنید و خزندگان را مجبور خواهید کرد که بنشینند و متوجه شوند که شام ​​سرو می شود!