شستشوی مغزی دانشجویان پزشکی ما

پزشک خانواده به طور سنتی چهره قابل اعتمادی بوده است که والدین و فرزندان به طور یکسان می توانند برای قضاوت صحیح و نظارت بر مراقبت های بهداشتی خانواده خود به او اعتماد کنند. اکثر مردم فقط تصور می کنند که آموزش و آموزش پزشکان به آنها اطمینان می دهد که بهترین قضاوت خود را به کار می برند و اقدامات بهداشتی و داروهایی که برای بیماران تجویز می شود، آخرین توصیه های بی چون و چرا و صحیح است. متأسفانه این باور در پزشک خانواده از بسیاری جهات یک برداشت نادرست است. در بسیاری از موارد، قضاوت پزشکان به دلیل آموزش های یکجانبه ای که توسط شرکت های بزرگ دارویی ارائه می شود، به خطر افتاده است. نتیجه استفاده غیرضروری از دارو، پیامدهای ضعیف و گاهی اوقات نتایج خطرناک برای بیماران است تا نیاز سیری ناپذیر شرکت داروسازی به درآمدزایی و بالا نگه داشتن قیمت سهام خود را برآورده کنند.

از روزی که پزشک شما وارد دانشکده پزشکی می شود، دیدگاه او نسبت به دنیای پزشکی تا حد زیادی توسط شرکت های داروسازی شکل می گیرد. اکثر بیمارستان های آموزشی بزرگ و برنامه های پزشکی دانشگاه به شدت توسط شرکت های داروسازی یارانه می گیرند. ده ها میلیون کمک هزینه هر ساله برای مطالعات تحقیقاتی و بورسیه های تحصیلی برای پر نگه داشتن دانشکده های پزشکی اعطا می شود. کتاب‌های درسی پزشکی که به دانشجویان داده می‌شود و بسیاری از ادبیات و مطالب خواندنی به صورت رایگان در اختیار دانشجویان پزشکی قرار می‌گیرد و توسط شرکت‌های دارویی نوشته می‌شود یا هزینه آن را پرداخت می‌کند. پس آیا جای تعجب است که اولین دوره درمان بسیاری از بیماری ها مصرف یک محصول دارویی بوده است؟

اولین قانون پزشکی این است که “اول ضرر نکنید”. اما در بسیاری از موارد این امر رعایت نمی شود. به جای اینکه دانشجویان پزشکی در مورد روش‌های غیردارویی سالم برای درمان بیماری‌های رایج آموزش ببینند، به آنها آموزش داده می‌شود که داروها «خط اول» درمان هستند. این امر نه تنها بیمار را در معرض عوارض جانبی احتمالی غیرضروری داروها قرار می‌دهد، بلکه باعث می‌شود که او و شرکت بیمه سلامت‌شان بی‌هزینه هزینه کنند. البته شرکت های داروسازی این را ترجیح می دهند زیرا برای آنها پول بیشتری به همراه دارد.

دوره‌های آموزشی در دانشکده پزشکی که درمان جایگزین یا حتی موارد اصلی مانند رژیم غذایی خوب و ورزش را تشویق می‌کنند، منع می‌شوند و در عوض، به دلیل تأثیر موذیانه شرکت‌های داروسازی، رفتار «علائم را درمان کنید، نه علت»، غالب شده است. چگونه این اتفاق می افتد؟ تقریباً به هر استاد بزرگ در دانشکده‌های پزشکی معروف، کمک مالی از شرکت‌های دارویی داده می‌شود. اگر یک استاد یا دانشگاهی مقاله‌ای را منتشر کند که در مورد شیوه‌های دارویی انتقادی است، آن‌گاه به سادگی «مراقبت می‌شود» و زمانی که زمان تمدید کمک‌هزینه‌شان فرا می‌رسد، از آنها صرفنظر می‌شود. کسانی که «خط بکسل» می کنند، با سفر به کنفرانس ها و کمک هزینه های هنگفت برای مطالعه یک داروی جدید پاداش می گیرند. این اساتید سپس می‌توانند کار خود را در مجلات پزشکی منتشر کنند که … شما حدس زدید … توسط شرکت داروسازی پرداخت می‌شود.

دانشگاه از اساتیدی خوشش می‌آید که منتشر کنند، زیرا برای دانشگاه روابط عمومی خوبی است. مقالات منتشر شده نیز یکی از ضوابط اجباری در بسیاری از دانشگاه ها برای تعیین تصدی و افزایش حقوق اساتید است. سپس یک چرخه معیوب ظاهر می شود که در آن شما شرکت های دارویی دارید که از این سیستم برای تبلیغ اساتید و محققانی استفاده می کنند که از داروها حمایت می کنند و کسانی که مخالف هستند به سادگی حذف می شوند … ابتدا از کمک های مالی … سپس از انتشار … و در نهایت از دانشگاه تا زمانی که یک دانشجوی جوان دانشکده پزشکی فارغ التحصیل می شود و وارد دوره کارآموزی خود در بیمارستان می شود به او آموزش داده شده است که برای اکثر بیماری هایی که احتمالاً می بیند، داروها اولین و بهترین راه برای درمان آنها هستند. از اونجا فقط بدتر میشه مطمئن شوید که به www.sedatednation.com سر بزنید و ببینید که چگونه یک پزشک جوان پس از ورود به مطب خصوصی، تحت تأثیر شرکت‌های دارویی قرار می‌گیرد.