عفاف و حجاب; به عنوان پیشرو سبک زندگی و تمدن ایرانی-اسلامی



برای کسانی که از اساس با سبک زندگی اسلامی – ایرانی مخالفند، اشکالی ندارد و طبیعی است که در مقابل حجاب که یکی از نمادهای ظاهری عفاف و حیا و زندگی اسلامی و ایرانی است، بایستند، اما با توجه به این عکس، با دو گروه دیگر Is .
اولی معتقدان به اسلام و صفات آن و دوم تصمیم گیرندگان و تصمیمات فرهنگی-اجتماعی.
هنگام بررسی این دو گروه، توجه به نکات زیر ضروری است:
1- حجاب و حجاب; به عنوان نماد تمدن
لباس نماد سبک زندگی شخصی، حرفه ای و اجتماعی است. وقتی این لباس از منظر دینی و تاریخی مورد توجه قرار گیرد، علاوه بر حوزه های قبلی، بعد تمدنی نیز پیدا می کند. همان گونه که ایرانیان همیشه یکتاپرست بوده اند، حتی قبل از پذیرش اسلام، در دوران شرک یا الحاد بسیاری از تمدن های دیگر، حیا و عفت، پوشش و پوشش مربوط به آن را از نشانه های جدایی ناپذیر تمدن می دانستند. از سنگ نگاره ها گرفته تا روایت های راویان هدفمند و صبور مانند هرودوت، از نظر تاریخی مشخص است که فرهنگ عفاف و حجاب از ابتدا در تمدن ایرانی وجود داشته و با ظهور اسلام از حالت متعارف و نسبی به یک حالت متعارف و نسبی تبدیل شده است. شرع و دولت سخت.
2- حجاب و حجاب; به عنوان یک سبک زندگی
در هیچ کجای دنیا لباس و ظاهر شهروندان جدا از سبک زندگی تعریف نشده است. در کشور ما که از نظر جغرافیایی و فرهنگی متنوع است، پوشش های خالص و اصیل متناسب با اقلیم خاص هر اقلیم ایجاد شده و وجود دارد.
نقض اصالت حجاب و حجاب ایرانی اسلامی به معنای نادیده گرفتن سبک زندگی ایرانی اسلامی است که آسایش و راحتی بدن و همچنین رعایت موازین شرعی و قیود شرعی برای آن مهم است.
3- عفاف و حجاب; ابزاری برای بازی های سیاسی
استفاده از ابزارهای غیرسیاسی برای رسیدن به هدف سیاسی یک بازی قدیمی است. متأسفانه حدود سه دهه است که حجاب توسط برخی جریان های تهاجمی و متخاصم به عنوان ابزاری داخلی برای انتخابات سیاسی و نیز ابزاری بیرونی برای رسیدگی به مسائل علیه نظام جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گرفته است. در چنین شرایطی مشخص است که در مواجهه با چنین سناریویی نباید اشتباه کنیم. عفاف و حجاب از نمادهای اخلاق مداری در اسلام است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره آن می فرماید: «من مبعوث شدم تا اخلاقم را اصلاح کنم».
بنابراین نمی توان به دلیل اشتباه در اجرای قانون عفاف و حجاب، اصل نظارت بر حجاب و پوشش را زیر سؤال برد، زیرا واضح است که طراحان خارجی و نیروهای داخلی، پادگان مخالف نظارت بر حجاب و پوشش هستند. مشکل آنها سخت گیری نکردن در رعایت است حجاب نیست چون اولاً وضعیت رعایت حجاب اصلاً سخت گیرانه نیست و ثانیاً سنگر اول را که ظاهر حجاب است هدف گرفته اند زیرا می توانند به سنگرهای زیر آسیب بزنند که عفاف و حیا و حجاب است. هفت من سعی می کنند جلیقه ضد گلوله را از پیکر جامعه بردارند تا به راحتی به جسم و روح جامعه آسیب بزنند. ممکن است افراد با جلیقه آسیب ببینند، اما اتفاقاً از نظر عقلانیت و منطق، شدت و احتمال آن بسیار کمتر است.
4- عدم درک فرهنگی; مرگبارتر از کوته فکری سیاسی
بصیرت به معنای اولاً درک صحیح و عمیق مفهوم، ثانیاً درک همه جانبه و دقیق عناصر موافق و مخالف آن و ثالثاً انتخاب بهترین و مؤثرترین راهبرد اقدام برای رسیدن به مطلوب است. اهداف مرتبط با این مفهوم است.
در کوته فکری سیاسی، آخرین اتفاقی که می افتد این است که یک کوته فکر نظری کوتاه بینانه بیان می کند یا اقدام و عکس العملی کوته فکرانه انجام می دهد که اگر چه مضر است، اما به سختی می توان آن را کنترل و خنثی کرد. عواقب. اما وقتی کوته فکری فرهنگی رخ می دهد عمیق می شود و از آنجایی که متأسفانه حساسیت های نظارتی و امنیتی که در امور سیاسی وجود دارد معمولاً در امور فرهنگی اعمال نمی شود، بدون رویکرد تدافعی برای خنثی سازی یا مقابله، چنین کوته فکری انجام خواهد شد. خسارت. و مانند یک زخم چرکین تا آنجا پیش می‌رود که به مغز مغز می‌رسد، و سپس حساسیت – که باید خیلی زودتر بیدار می‌شد – تحریک می‌شود و به چاره‌ای می‌اندیشند.
در چنین شرایطی از همه بدتر این است که عده ای که دچار کمبودهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی نیستند وانمود می کنند که با هرزگی و ابتذال فرهنگی از جمله در امر عفاف و حجاب مشکلی ندارند و سینه های خود را پنهان می کنند. .. حمایت از کسانی که طبق قانون و شرع دچار تعارضات بین اجتماعی شده اند. این کوته فکری گاهی مثل خنجر دوست است، آنقدر کشنده است که از صد زخم کار دشمن مؤثرتر است و متأسفانه معمولاً جبران نمی شود.
اخرین حرف:
عفاف و حجاب هم به دلیل اصالت و شأن ویژه مفاهیم اخلاق اسلامی، غیرت دینی، صداقت، حیا و عفاف مهم است و هم پشتوانه ای است که اگر از خود راضی نگه داریم، برای دشمنان است. اسلام و نظام معلوم می شود که موارد ذیل مرجع و تعمیم نظام فکری و عقیدتی، در نتیجه نظام سیاسی ما – که حافظ نظام فکری، عقیدتی و به ویژه تمدنی است – قابل تسخیر یا دگرگونی است (که در عمل با تسخیر و اشغال نظامی یا سیاسی، نه، مهم نیست، بدتر است.)

منبع: اپلیکیشن دیوار روزنامه جام جم