لرد بایرون "او در زیبایی قدم می زند"

دوبیتی آغازین لرد بایرون برای «او در زیبایی قدم می‌زند» یکی از به یاد ماندنی‌ترین و نقل‌قول‌ترین سطرها در شعر عاشقانه است. سطرهای آغازین بی دردسر، برازنده و زیبا هستند، و برای شعر او در مورد زنی که دارای ظرافت و زیبایی بی دردسر است، مناسب است.

زندگی در انگلستان

لرد بایرون در سال 1788 با نام جورج گوردون نوئل بایرون در لندن به دنیا آمد. او در سال 1798 زمانی که عنوان و دارایی عموی بزرگش را به ارث برد، لرد شد. مادر بایرون او را برای معالجه پای چاقویش به اسکاتلند برده بود، اما او را به انگلستان بازگرداند تا عنوان و دارایی را به دست آورد.

بایرون برای مدت کوتاهی به طور خصوصی در ناتینگهام آموزش دید. سپس در هارو، ساوتول و نیوزتد و در نهایت در کالج ترینیتی تحصیل کرد. بایرون استعداد نوشتن شعر را کشف کرد و چند شعر اولیه را در سال 1806 منتشر کرد و اولین مجموعه اش به نام ساعت های بیکاری را در سال 1807 در سن 19 سالگی منتشر کرد. هنگامی که 21 ساله شد توانست در مجلس اعیان جای بگیرد.

با این حال، لرد بایرون به مدت دو سال انگلیس را به همراه دوستش جان هابهاوس ترک کرد تا در اروپا سفر کند. آنها به اسپانیا، مالت، یونان و قسطنطنیه سفر کردند. یونان به ویژه بایرون را تحت تأثیر قرار داد و موضوعی تکراری در زندگی او ایجاد کرد.

پس از بازگشت به انگلستان، لرد بایرون اولین سخنرانی خود را در مجلس اعیان ایراد کرد. در اواخر همان سال او یک «سفرنامه شاعرانه» منتشر کرد با عنوان: زیارت چایلد هارولد، مجموعه ای قابل احترام از ابیات درباره سفرهای اخیر او به اروپا. این مجموعه باعث شهرت و تحسین ماندگار لرد بایرون شد. لرد بایرون مردی زنانه شده بود و سلبریتی تازه به دست آمده برای او مجموعه ای از امور و خواستگاری ها به ارمغان آورد.

لرد بایرون در سال 1815 با آنا ایزابلا میلبانکه ازدواج کرد و دخترش آگوستا در اواخر همان سال به دنیا آمد. با این حال، این ازدواج زیاد دوام نیاورد. در اوایل سال 1816 آنا و آگوستا لرد بایرون را ترک کردند و در اواخر همان سال درخواست جدایی قانونی داد و انگلیس را به مقصد سوئیس ترک کرد، تبعیدی خودخواسته.

زندگی در اروپا

زمانی که لرد بایرون در سوئیس بود با پرسی بیش شلی، شاعر برجسته متافیزیکی و رمانتیک، اقامت کرد و با کلیر کلرمونت صاحب یک دختر نامشروع به نام آلگرا شد. پس از پایان این رابطه، لرد بایرون و دوستش جان هابهاوس از طریق ایتالیا سفر کردند و ابتدا در ونیز مستقر شدند، جایی که او چند رابطه دیگر داشت، از جمله رابطه عاشقانه با کنتس ترزا گوئیچیولو نوزده ساله. در اینجا لرد بایرون معروف ترین و تحسین شده ترین اثر خود یعنی شعر حماسی را آغاز کرد دون خوان.

لرد بایرون و ترزا در سال 1821 به راونا، سپس به پیزا، و سپس به لگهورن، در نزدیکی خانه شلی نقل مکان کردند. شاعر لی هانت در اواخر همان سال پس از غرق شدن شلی در سواحل نزدیک لگهورن در طوفان، با لرد بایرون نقل مکان کرد. لرد بایرون با شعر در نشریه هانت همکاری کرد. لیبرال، تا اینکه در سال 1823 از فرصت استفاده کرد و به یونان سفر کرد تا به عنوان عامل یونانی ها در جنگ آنها علیه ترکیه عمل کند.

لرد بایرون از منابع مالی شخصی خود برای کمک به تأمین مالی برخی از نبردهای یونانی ها علیه ترک ها استفاده کرد. او حتی فرماندهی نیرویی متشکل از سه هزار نفر را در حمله به قلعه لپانتو تحت کنترل ترکیه برعهده داشت. محاصره ناموفق بود و نیروها عقب نشینی کردند. در این زمان لرد بایرون دچار یک یا دو حمله صرعی شد. شفای آن روز، خون‌ریزی، او را ضعیف کرد.

شش هفته بعد، در طی یک طوفان بارانی خاص، لرد بایرون به سرماخوردگی شدید مبتلا شد. تب همراه با خونریزی مکرر توسط پزشکان معتمد درمان شد، اما وضعیت او بدتر شد تا اینکه سرانجام به کما رفت و در 19 آوریل 1824 درگذشت.

لرد بایرون یک قهرمان در یونان بود و در آنجا عمیقاً ماتم زده شد. قلب او در یونان به خاک سپرده شد و جسدش به انگلستان فرستاده شد و در طاق خانوادگی نزدیک نیوستد به خاک سپرده شد. از دفن او در کلیسای وست مینستر به دلیل غیراخلاقی بودن زندگی‌اش و جنجال‌های متعدد محروم شد. سرانجام در سال 1969، 145 سال پس از مرگ او، بنای یادبودی در گوشه شاعران ابی وست مینستر قرار داده شد که به یاد شعر و دستاوردهای او بود.

مدت کوتاهی پس از ورودش به یونان، لرد بایرون این سطور مناسب را نوشته بود.

“در جستجوی – کمتر به دنبال یافتن –

گور یک سرباز – برای تو بهترین است

سپس به اطراف نگاه کن، و زمینه خود را انتخاب کن،

و استراحت کن.”

بیوگرافی جالب و استثنایی از زندگی لرد بایرون در سال 1830 توسط یکی از دوستان و معاصرانش به نام جان گالت نوشته شده است با عنوان: زندگی لرد بایرون. 49 فصل معیار خوبی از پیچیدگی لرد بایرون را نشان می دهد.

“او در زیبایی قدم می زند”

در ژوئن 1814، چند ماه قبل از ملاقات و ازدواج با همسر اولش، آنا میلبانک، لرد بایرون در یک مهمانی در لیدی سیتول شرکت کرد. زمانی که در مهمانی حضور داشت، لرد بایرون از دیدن دختر عمویش، خانم ویلموت زیبا، که لباس عزاداری مشکی پوشیده بود، الهام گرفت. لرد بایرون تحت تأثیر موهای تیره و چهره روشن پسر عمویش قرار گرفت، درهم آمیختگی نورها و سایه های مختلف. این جوهره شعر او در مورد او شد.

به گفته دوستش، جیمز دبلیو وبستر، “من او را به مهمانی لیدی سیتول در جاده سیمور بردم. او در آنجا برای اولین بار پسر عمویش، خانم ویلموت زیبا را دید. وقتی به اتاق هایش در آلبانی برگشتیم، او گفت. کمی، اما می خواست فلچر یک لیوان براندی به او بدهد، که بلافاصله برای سلامتی خانم ویلموت نوشید، سپس بازنشسته شد تا استراحت کند، و بعد از آن شنیدم، تمام شب در حالت غمگینی بود. خطوط روی او – او در زیبایی مانند شب راه می رود…”

این شعر در سال 1815 منتشر شد. همچنین در آن سال، لرد بایرون تعدادی آهنگ نوشت تا آیزاک ناتان با آهنگ های سنتی یهودی تنظیم کند. لرد بایرون “او در زیبایی قدم می زند” را با آن اشعار گنجاند.

او در زیبایی قدم می زند

1

او در زیبایی راه می رود، مانند شب

از اقلیم های بی ابر و آسمان پرستاره;

و همه اینها بهترین تاریک و روشن است

در جنبه و چشمان او ملاقات کنید:

بنابراین به آن نور لطیف دلپذیر شد

که بهشت ​​به روز پر زرق و برق را انکار می کند.

2

یک سایه بیشتر، یک پرتو کمتر،

تا نیمی از لطف بی نام و نشان را مختل کرده بود

که در هر زاغ زاغ موج می زند،

یا به آرامی صورتش را روشن می کند.

جایی که افکار آرام آرام بیان می کنند

چه پاک و چه عزیز محل سکونتشان.

3

و روی آن گونه، و روی آن پیشانی،

خیلی نرم، خیلی آرام و در عین حال شیوا،

لبخندهایی که برنده می شوند، رنگ هایی که می درخشند،

اما از روزهای سپری شده در نیکی بگو،

ذهنی در آرامش با همه زیر،

قلبی که عشقش معصوم است!

بحث شعر

دو خط اول اگر به درستی خوانده نشود ممکن است گیج کننده باشد. اغلب خوانندگان در انتهای سطر اول توقف می کنند، جایی که هیچ نقطه گذاری وجود ندارد. این یک خط محصور است، به این معنی که بدون مکث روی خط دوم ادامه می‌یابد. این که او مانند شب در زیبایی قدم می زند ممکن است منطقی نباشد زیرا شب نشان دهنده تاریکی است. با این حال، همانطور که خط ادامه پیدا می کند، شبی بی ابر با ستاره های درخشان است تا درخشش دلپذیر زیبایی ایجاد کند. دو سطر اول صفات متضاد تاریکی و روشنایی را که در سه آیه در حال بازی هستند، گرد هم می آورد.

سطرهای باقی مانده از آیه اول از مجموعه دیگری از خطوط محصور شده استفاده می‌کند که به ما می‌گوید صورت و چشم‌های او هر آنچه را که تاریک و روشن است ترکیب می‌کنند. در اینجا و یا در جای دیگر شعر هیچ اشاره ای به ویژگی های ظاهری دیگر بانو نشده است. تمرکز بینایی بر جزئیات صورت و چشمان خانم است که نور ملایم و لطیف را منعکس می کند. او کیفیت قابل توجهی دارد که می تواند متضادهای تاریک و روشن را در خود نگه دارد.

خطوط سوم و چهارم نه تنها به هم چسبیده اند، بلکه خط چهارم با یک بی نظمی در متر شروع می شود که به آن جایگزینی متریک می گویند. سطر چهارم با یک هجای تاکیدی و به دنبال آن یک هجای بدون تکیه شروع می شود، نه با متر ایامبیک سایر سطرها، یک هجای بدون تکیه و به دنبال آن یک هجای تاکیدی. نتیجه این است که کلمه “ملاقات” مورد توجه قرار می گیرد، یک تاکید. ویژگی منحصر به فرد این بانو این است که متضادها در او به طرز شگفت انگیزی “همدیگر” می شوند.

آیه دوم به ما می گوید که درخشش چهره خانم تقریباً کامل است. سایه‌ها و پرتوها دقیقاً به تناسب مناسبی هستند، و از آنجایی که هستند، بانو از لطفی بی‌نام برخوردار است. این ایده عاشقانه را منتقل می کند که زیبایی درونی او با زیبایی بیرونی او منعکس شده است. افکار او آرام و شیرین است. او پاک و عزیز است.

بیت آخر بین سه سطر توصیف ظاهری و سه سطر که شخصیت اخلاقی آن بانو را توصیف می کند تقسیم شده است. درخشش نرم و آرام او نشان دهنده زندگی سرشار از صلح و نیکی است. این تکرار، تاکیدی است بر این مضمون که زیبایی ظاهری بانو بازتاب زیبایی درونی اوست.

لرد بایرون در آن شب خاص ویژگی‌های آرام پسر عمویش را بسیار تحسین کرد و شعری الهام‌بخش برای ما به جای گذاشت.

این شعر کمی قبل از ازدواج لرد بایرون با آنا میلبانکه سروده شد و اندکی پس از ازدواج منتشر شد.