چرا بهبودی کمردرد من اینقدر طول می کشد؟

در طول 35 سال تمرین کایروپراکتیک، متوجه شدم که درد و درمان درد یک مشکل بهداشتی مهم در آمریکا است. تخمین زده می شود که 50 درصد آمریکایی ها از درد مزمن رنج می برند. بیشتر دردهای مزمن ناشی از مشکلات ستون فقرات گردن و کمر است. این مقاله درد مزمن ستون فقرات، علل آن، موثرترین درمان و پیش آگهی زمان بهبودی را مورد بحث قرار خواهد داد.

اخیراً یک بیمار در اواسط 50 سالگی نزد من آمد که چندین سال از کمردرد رنج می برد. وضعیت به تدریج بدتر می شد. در یکی دو ماه قبل از ملاقات او با من، ناراحتی به حدی بدتر شده بود که بیش از 10 تا 15 دقیقه در راه رفتن مشکل داشت. او داروهای ضد التهابی بدون نسخه مصرف می‌کرد و از گرمای مرطوب روی کمرش استفاده می‌کرد، اما به نظر نمی‌رسید این اقدامات کمکی کند. او گفت که در طول زندگی خود چندین دوره کمردرد داشته است. وقتی او جوانتر بود دارو و استراحت به آسانی باعث تسکین درد می شد. اما حالا که بزرگتر شده بود، از خود پرسید: “چرا بهبودی کمردرد من اینقدر طول می کشد؟”

وقتی معاینه ای انجام دادم و از کمرش عکس گرفتم، توانستم توضیح دهم و به او نشان دهم که چرا شدت و مدت ناراحتی فعلی اش را دارد. معاینه او اطلاعات متعددی را نشان داد. او به هیچ وجه نمی توانست خیلی به جلو، عقب و یا پهلو به پهلو خم شود. علاوه بر این، می‌توانستم در ناحیه شکایت کمرش احساس تورم کنم. این ناحیه نیز در لمس گرم احساس می شود. این نشان می دهد که او دچار التهاب ناحیه شده است.

همه ما می دانیم که اگر انگشت خود را فشار دهیم یا پیچ بخوریم، حرکت مچ پا محدود شده و متورم و ملتهب می شود. این در مورد گردن و پشت نیز اتفاق می افتد. مواد شیمیایی و مایعات التهابی به ناحیه آسیب دیده هجوم می آورند و وقتی با انگشتان خود را لمس می کنیم و حرکت محدود می شود احساس پف و گرما می کند.

اشعه ایکس او درجه ای از استخوان را در باریک شدن استخوان فضاهای دیسک ستون فقرات با خارهای کوچک استخوانی نشان داد. این به عنوان آرتریت ساییدگی در نظر گرفته می شود. از نظر پزشکی به آن بیماری مفصلی دژنراتیو یا اسپوندیلوز ستون فقرات گفته می شود. این آرتریت یا دژنراسیون صرفاً نتیجه صدمات انباشته شده در طول زندگی به یک منطقه است.

این تغییر دژنراتیو زمینه ای مطمئناً بر سرعت یا کندی بهبودی یک ناحیه تأثیر می گذارد. وقتی بیمار من جوانتر بود و ساییدگی ستون فقرات نداشت، کمرش به سرعت خوب می شد. اکنون که او جراحات زیادی را جمع کرده بود و به اسپوندیلوز مبتلا شده بود، مشخص است که چرا کمرش بیشتر طول می کشد تا بهبود یابد.

خوشبختانه، با دریافت مراقبت های کایروپراکتیک، ناراحتی او شروع به کاهش کرد. او همچنین دریافت که می تواند مدت طولانی تری راه برود بدون اینکه احساس ناراحتی در کمر داشته باشد. درمان او شامل استفاده از تنظیمات ستون فقرات ملایم و کایروپراکتیک برای اصلاح ناهماهنگی استخوان‌های ستون فقرات کمرش بود. برای اصلاح مشکل تا حد امکان نیاز به برخی از درمان‌های تنظیمات ایمن و کایروپراکتیک بود. علائم باقیمانده او ناچیز بود، و او توانست به طور قابل توجهی طولانی تر به راه رفتن بازگردد. به او گفتم یادت باشد که او دیگر پشت یک جوان 25 ساله را ندارد و باید در فعالیت هایش کمی احتیاط کند. همچنین به او تمرینات کششی و تقویتی روزانه داده شد تا بهبودی خود را حفظ کند.

هنگامی که او در آخرین روز درمان خود را ترک می کرد، گفت: “دکتر، اگر کمرم کمترین مشکل را به من می دهد، قول می دهم اینقدر صبر نکنم. فورا وارد مطب شما می شوم.”