چه چیزی بعد – روانشناسی به عنوان یک شغل

وقتی بعد از شش سال سخت و طولانی مدرک دانشگاه آزاد خود را در رشته روانشناسی به پایان رساندم، بالاخره فکر کردم که می توانم یک روانشناس باشم و کارهای هیجان انگیز انجام دهم. خب به هر حال این چیزی بود که من فکر می کردم. همانطور که در زمانی اتفاق افتاد که تجارت من در بریتانیا در حال سقوط بود (عمدتاً به لطف سال های بی کفایتی تاچر) و آینده بسیار تاریک به نظر می رسید. من در حین انجام مدرک OU دوره های کوتاه دیگری را در زمینه مدیریت استرس و روان درمانی گذراندم. بنابراین من یک کلینیک استرس کوچک برای مشتریان خصوصی افتتاح کردم. این نیز خوب بود اما چندان رضایت بخش نبود.

در همان زمان، چندین سال روانشناسی سطح A را در کالج در سراسر میدلندز تدریس کردم. (در تمام این مدت من برای MSC و دکترا در دانمارک تحصیل کردم.) بنابراین از خودم یک سوال جدی پرسیدم – چرا به خارج از کشور نرویم و کار نکنم – برای مدتی از بریتانیای غرق شده خارج شوم. از آن روزها در آمریکای جنوبی (اکوادور)، بورنئو، با اورنگ‌گوتان‌ها، سخنرانی در روسیه در دانشگاه مسکو، گفتگوها در لهستان، و بسیاری ماجراجویی‌های دیگر کار پژوهشی کردم. یک روز در میان همه این‌ها در انگلستان، برای یک پست در چین در دانشگاهی برای تدریس مطالعات فرهنگی و روان‌شناسی مدرسه درخواست دادم، اما آنها من را می‌خواستند. الان چهار سال پیش بود

من از آن زمان به دانشگاه دیگری در ووهان، چین مرکزی نقل مکان کردم و پنج دوره روانشناسی را در آنجا تدریس کردم. در سال گذشته که به شانگهای آمدم، ابتدا کمی آموزش زبان انگلیسی انجام دادم، اما سپس با یک زن خوب که یک روانشناس چینی بود آشنا شدم و او به من با پست فعلی خود آشنا شد. من اکنون برای یک شرکت بزرگ چینی به عنوان کارشناس خارجی آنها در زمینه روانشناسی و مشاوره کار می کنم. من مشاوران جدیدی را برای مجوز آنها آموزش می دهم و به عنوان مدیر بالینی بخش EAP کار می کنم. (برنامه کمک به اشتغال). در اینجا ما به کارکنان و مدیریت شرکت ها مشاوره می دهیم. وظیفه من کنترل بازاریابی و کیفیت خدمات با نظارت بر مشاوران کارکنان است.

من یک روانشناس واقعی هستم و در حالی که از تدریس لذت می بردم، بیشتر علاقه مندم که در واقع هر روز با مردم سر و کار داشته باشم و در طول سال ها به صدها مشتری خود مشاوره داده ام. من هنوز هم روی تحقیق کار می کنم و مقالاتم را به طور منظم منتشر می کنم – تا کنون دوازده مقاله در سراسر جهان منتشر شده است.

وقتی به سال‌های کار سخت در OU و مقالات بی‌شماری نگاه می‌کنم، از بهشت ​​تشکر می‌کنم که این کار را انجام دادم. مدرک تحصیلی ام که در اواخر دهه 30م به دست آوردم، هر روز من را به یک زندگی جدید و یک ماجراجویی جدید رها کرد. مدرک روانشناسی شما را برای بیش از آنچه تصور می کنید آماده می کند، کار با حیوانات (روانشناسی تطبیقی) کار با منابع انسانی (روان سنجی و شخصیت) کار با مشتریان (روانشناسی غیرعادی و سلامت) کار در تحقیقات اجتماعی (روانشناسی اجتماعی) و بسیاری از زمینه های دیگر. چیزی که هرگز پشیمان نخواهم شد.