چگونه هر بار به بازار هدف خود ضربه بزنید

مشتری ایده آل: من

تجربه من به عنوان یک مشتری باعث شد به این فکر کنم که چگونه به نظر می رسد بازاریابان مواد غذایی من را نادیده می گیرند.

من در بخشی از بازار هستم که بهترین برچسب را به عنوان “پیرمردهای بدخلق” (GOMs) می‌دانند.

نه، جدی

من می دانم که در آن هستم زیرا همسرم مدام به من می گوید. قدیمی تحریک پذیر. فقط و فقط.

و من احساس می کنم توسط شرکت های مکمل نادیده گرفته شده ام.

چطور؟

برای یک چیز، من در چندین خبرنامه آنلاین در مورد سلامت جایگزین مشترک شده ام. چیزی که من دریافت کرده‌ام همیشه آنقدر تعمیم یافته است که این تصور را دارم که کسب‌وکارهایی که آنها را ارسال می‌کنند حتی نمی‌دانند من وجود دارم.

این تعجب آور است، زیرا من دو مورد از معیارهای برتر یک مشتری ایده آل را به نمایش می گذارم.

اول اینکه من درآمد قابل خرج دارم که آن را به مکمل ها اختصاص می دهم.

دوم، من بسیار بسیار نگران این هستم که چگونه چالش های سلامت مرتبط با سن را کاهش دهم.

این فقط یک شروع است.

اگر در حال انجام تحقیقات خوبی هستید، چند نکته مفید اضافی برای بازاریابی برای من و دولتمردان دیگرم خواهید دانست.

ما هم مثل بقیه نیازهای معمولی داریم. ما می خواهیم احساس مهم بودن داشته باشیم. ما می خواهیم شما ما را بشناسید و بزرگترین نگرانی های سلامتی ما را بشناسید.

صحبت کردن با من و دولتمردان همکارم به شما خواهد گفت که ما خودمان را پیر نمی‌دانیم. ما احساس منسوخ شدن یا حذف شدن از فرهنگ رایج جوانان را تحقیر می کنیم.

ما به طور فزاینده ای نگران طول عمر هستیم.

ما خواننده و جوینده اطلاعات هستیم. این ویژگی به تنهایی ما را نسبت به تبلیغات پاسخگو می کند.

خوب، برخی از ویژگی های اصلی وجود دارد که می توانید برای متقاعد کردن من به شناختن شما، مانند شما، اعتماد به شما و خرید از شما استفاده کنید.

GOM ها بیش از 10 درصد از جمعیت ایالات متحده را تشکیل می دهند. اضافه کردن زنان رده سنی ما به معادله، اندازه بازار را بیش از دو برابر می کند.

من چیزی بیش از یک مشتری هستم که احساس می کند نادیده گرفته شده است.

من همچنین یک بازاریاب هستم که فهمیده ام که چگونه می توانم به بازار برای بخش خود ضربه بزنم. و استراتژی که من کشف کردم برای تمام بخش های دیگر بازار نیز کار می کند.

تجربه من در بازاریابی یک خبرنامه اشتراک پولی آنچه را که پیدا کردم را نشان می دهد.

نرخ تبدیل دقیقاً حدود 30٪ است، با تمدید اشتراک در حدود 75٪.

این یک تبدیل بسیار خوب و نرخ ریزش بسیار پایین است.

کاری که من انجام دادم این بود که ابتدا لیست اشتراک رایگان خود را بررسی کردم تا فقط یک نفر جمعیتی پیدا کنم – هموطنان سالخورده با نگرانی های سلامتی من.

سپس آن گروه را به صفحه فرود فرستادم که به طور خاص برای رفع نیازهای آنها طراحی شده بود.

خودشه.

ساده ترین راه برای ضربه زدن به هدف

آنچه من توضیح دادم در بین بازاریابانی که از بازاریابی ایمیلی استفاده می کنند بسیار شناخته شده است.

این عمل به تقسیم بندی لیست معروف است.

به عبارت دیگر، ایجاد یک بخش خاص از یک لیست مشترک بزرگتر، سپس پرداختن به نیازهای خاص آن بخش.

از نظر مفهومی چیز جدیدی نیست. این به سادگی از ضرب المثل قدیمی بازاریابی در مورد یافتن آنچه مردم می خواهند و سپس ارائه آن به آنها سرمایه گذاری می کند.

کاری که من انجام دادم دارای سه جزء کلیدی است که در همه بازارها کاربرد دارد.

1) یک بخش هدف را از یک لیست بزرگتر تعریف و انتخاب کنید.

این بسیار ساده است، زیرا سرویس های میزبانی ایمیل قبلاً مراحل فنی را برای تقسیم بندی لیست تنظیم کرده اند.

2) یک کپی بازاریابی متقاعد کننده ایجاد کنید که همه دکمه های داغ را برای آن بخش فشار می دهد. این برای واداشتن افراد در بخش هدف شما به انجام اقداماتی که می خواهید انجام دهند – یعنی خرید محصولات شما بسیار مهم است.

به طور خلاصه، این مرحله تماماً در مورد ارتباط است. اگر تعریف آنتونی رابینز درست باشد (و درست است) – ارتباط نتایجی است که به دست می آورید.

اگر مردم خرید نمی کنند، شما ارتباط برقرار نمی کنید.

3) برای هر قسمتی که می خواهید ضربه بزنید، آبکشی کرده و تکرار کنید.

هیچ محدودیتی برای تعداد بخش هایی که می توانید در لیست خود تعریف کنید وجود ندارد.

من فقط به چند مورد اشاره کردم. تعداد نامحدود به نظر می رسد.

بهترین مربی من، جاشوا بوسول، یک بار اشاره کرد که فهرست مشتریان را به 72 بخش تقسیم کرده است. 72!

تجربه من منحصر به فرد نیست. این یک داستان رایج است که برای هر بخش بازاریابی در هر صنعت صدق می کند.

صبر کنید، بیشتر وجود دارد!

سود پاداش برای بازگشت سرمایه شما

کشف مشتریان با ارزش بالا از طریق تقسیم بندی فهرست، جنبه مثبتی نیز دارد. این به شما امکان می دهد مشترکین “مرگ” را از بین ببرید.

در اینجا قصد بدبینی ندارم. حقیقت این است که شما احتمالاً لیست خود را بر اساس یک قطعه طعمه ساخته اید، یک نوع پیشنهاد رایگان. این شروع خوبی است. مردم چیزهای رایگان را دوست دارند.

با این حال، اکثریت قریب به اتفاق افرادی که اطلاعات رایگان دریافت می کنند، از شما خرید نمی کنند. آنها به احتمال زیاد حتی ایمیل های شما را نادیده می گیرند، بدون اینکه اشتراک خود را لغو کنند. آنها فقط برای همیشه در لیست شما هستند و چیزی نمی خرند.

اگرچه ممکن است گیج کننده و حتی آزاردهنده باشد، اما می تواند پرهزینه نیز باشد. ارائه دهندگان میزبانی ایمیل با افزایش لیست شما هزینه بیشتری دریافت می کنند. حذف «غیرخریداران ابدی» به شما امکان می دهد لیست خود را به خریداران واقعی و احتمالی کاهش دهید.

بنابراین، صرفه جویی در هزینه می تواند قابل توجه باشد. و صرف زمان و پول فقط برای افرادی که باقی می‌مانند می‌تواند بازگشت سرمایه شما را به شدت افزایش دهد.

مراحل بعدی

تا کنون من فقط مفهوم تقسیم بندی لیست و آنچه می توانید از آن انتظار دارید را تشریح کردم. این به وضوح یک استراتژی اساسی در پشت بازاریابی ایمیلی موفق است.

البته، همه زنگ‌ها و سوت‌های بخش‌بندی فهرست با فناوری پیشرفته هنوز به نسخه متقاعدکننده بستگی دارد. در نهایت، این چیزی است که هر استراتژی بازاریابی را بدون توجه به پلتفرم هدایت می کند.

اینجاست که من وارد می شوم.